خلاصه کتاب:
ژینا دختری معمولی که همراه دوستاش به خونه های جن زده میرن... آخرین خونه ای که ژینا میره اتفاق های عجیبی براش میافته و در راه برگشتن تصادف میکنه... و ژینا به کما میره... ژینا در کما به حقایقی میرسه که زندگی اش رو تغییر میده ...
خلاصه کتاب:
دختری که توی خاندان بزرگی بزرگ شده و وقتی بچه بوده بابای دختره به مادر پسرعموش دست درازی میکنه و مادر پسره خودکشی میکنه... بابای دختره هم میوفته زندان و پدربزرگشون برای صلح میاد این دوتا رو به عقد هم درمیاره و پسره رو میفرسته خارج تا از این جریانات دور باشه بعد بیست سال پسره برای انتقام از دختره برمیگرده و ...
خلاصه کتاب:
ترلان دختر نابینایی که روشنایی را درون خودش پیدا کرده، بعد از جراحی چشم هایش میفهمد که سیاهیِ دنیای اطراف خیلی تاریکتر از سیاهی پشت پلکهایش هست. ترلان نماد آدم هایی هست که به روی تاریکیهای پیرامونشون چشم بستن و وقتی که برای اولین بار چشم باز میکند و خودش را در میان این همه پلیدی میبیند، بال و پر پرواز را از خودش میگیرد و به منطقهی امنش پناه میبرد تا اینکه زندگی او را مجبور به ایستادگی میکند. داستان از جایی شروع میشه که دختر نابینا برای جراحی چشم هایش به همراه پسر خالهی خودش که یک مامور مرموز هست، به نیویورک سفر میکند …
خلاصه کتاب:
نورا دختر مغرور و سرسخت و زیباییه که چشمان سیاهش زیباترین رکن چهره اشه. اون پدرشو در بچگی از دست داده و به سختی امورات زندگی خودش و برادرو مادرش میگذره نورا با جدیت درس می خونه و کار میکنه تا بتونه پزشک بشه اون هدف بزرگی توی زندگی داره که میخواد بهش برسه در حین رسیدن اون به هدفش با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنه بیماری مادرش بی پولی و عشقی که ناخواسته سر راهش قرار میگیره و اونو تو تنگنای بدی میذاره در حالی که اون اصلا وقتی برای عاشق شدن نداره …
خلاصه کتاب:
رمان پی دی اف ترغیب اثر جین آستین رمان پی دی اف عاشقانه ای است که داستان ان الیوت، زنی در آستانه سی سالگی را روایت میکند که در محیط تنگ و محدود که ارزشهای کاذب بر آن حاکم است، با متانت و شکیبایی زندگی را پیش میبرد. او هشت سال پیش به توصیه دوستان و نزدیکانش به خواستگاری مرد محبوبش جواب رد داده بود. اما حالا چه چیزی ممکن است آن مرد را ترغیب کند تا برای تجدید رابطه قدم جلو بگذارد؟
خلاصه کتاب:
حامد کارمند معمولی و بیحاشیهی یک شرکت واردات و صادرات است که ناخواسته و فقط بخاطر یک کنجکاوی ساده، درگیر طوفانی میشود که زندگی آرام ولی وصله پینه شدهاش را تحتالشعاع قرار میدهد.
خلاصه کتاب:
"مها " دختری مستقل و خودساخته که تو پرورشگاه بزرگ شده و برای گذروندن تعطیلات تابستونی به خونه جنگلی هم اتاقیش میره. خونه ای توی دل جنگل های شمال. اتفاقاتی که توی این جنگل میوفته، زندگی مها رو برای همیشه زیر و رو می کنه؛ زندگی که شاید از اول برای مها نبوده. عشق، نفرت، ترس، آرامش همه اجتناب ناپذیره، وقتی کنار گرگینه ها و خوناشام ها باشی ...
خلاصه کتاب:
نور از شیار پرده افتاده بود پشت پلکهایم. خوابم کال مانده بود. درست مثل چند شب قبل. روی پهلو چرخیدم و چشم باز کردم. صورت مادری با فاصلهی کمی از من روی بالش آرام گرفته بود. چشمهایش بسته بودو لبهایش میلرزید. نفسش بوی ماندگی میداد. بوی دهانی بدون دندان. به کندی روی تشک نشستم. موهایم را روی شانه جمع کردم و چشم دوختم به حرکت کرخت عقربههای ساعت که انگار یک جهان روی شانهشان سنگینی میکرد.
خلاصه کتاب:
من سیاوشم.. سیاوشی که ازش تیمور ساختند.. تیموری که وحشی نامیدند.. تیموری که عزیزانم خنجر زدن بهم.. تیموری که اطرافیانم مرا از خود طرد کردند.. مرا تبدیل به یک بی همه چیز کردند.. کاری کردند که نوشیدنی بشود درد درمان پی دی افم.. امّا من از یکی بیشتر از هرکسی کینه به دل دارم.. او هم میمنت است.. دختری که روزی عشقم بود.. دختری که داغ نبودنش را بر دلم گذاشت.. دختری که مثل همه مرا از خود راند.. امّا ورق برگشت.. حال دوره حکومت ریاست من است .. برادر میمنت برادرم را به قتل رسانده.. حکومتم آغاز شده داغ برادرش را به دلش خواهم گذاشت.. عشقش را در دلم خواهم کشت ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.