
دانلود رمان پی دی اف اجبار اختیاری اختیار اجباری از Poaro-812 کامل رایگان
ژانر رمان پی دی اف : عاشقانه، انتقامی، ازدواج اجباری
تعداد صفحات : ۲۴۶

خلاصه رمان پی دی اف:
زندگی اربابی همش درد داره! همش ناراحتیه! کاش یه آدم ساده بودم… کاش اختیارم دست خودم بود، نه اجبار… من به این زندگی پردرد محکومم! از زندگی پر آرامش محرومم…! من مجبورم اختیار کنم کسی را برای خودم و اختیار دارم مجبور کنم خودم رو به زندگی با او …
قسمتی از داستان اجبار اختیاری اختیار اجباری :
با نور مستقیمی که به چشمم خورد از خواب بیدار شدم. دستامو باز کردم و بدنمو کشیدم. آخی چه خواب باحالی بود. خدایا این آرامشو از ما نگیر! یهو تو همون حالت خشک شدم سریع گوشیمو در آوردم. اه لعنتی آنتن نداشت ساعت! محکم کوبیدم تو پیشونیم. وای خدایا ساعت ۷ قرار بود بریم؛ الان
۹ شده اه. با چنان سرعتی راه افتادم سمت خونه که خودم نفهمیدم کی رسیدم. با دیدن جمعیت زیادی که جلو عمارت بابا بودن هنگ کردم انقدر همهمه بود که اصن نمی فهمیدم چه خبره؟ یه لحظه صدای جیغ مامان که بابا رو صدا میکرد تو گوشم پیچید بیتوجه به مردم با تمام سرعت رفتم سمت
عمارت چهرههای متعجب مردم و سکوتی که با دیدن من حکم فرما شد ترسوند منو مامان رو دیدم که چند نفر دارن تن بیحالشو میبرن تو خونه خواستم پیاده شم که توجهم به آلاچیق جمع شد! خدای من چی میدیدم؟ شوکه شدم! بابا و پسر بچه ای که با توجه به جریانات میشد حدس زد پویاست؛
دستاشون بسته بود و یکی از روستاییا تفنگ شکاری رو سمت بابا نشونه گرفته بودو با بهت نگاهم میکرد نگاه پر از نگرانی بابا و گریه ها و جیغای پویا دستم شل شد. با مِن مِن گفتم: این.. جا.. چه.. خبره؟ آفاق خدمتکار مامان پامو گرفت و با گریه گفت: نیاز خانوم کجا بودین؟ گریه نذاشت حرفشو تموم کنه …