رمان پی دی اف اجتماعی در سایت ما میتوانید رمان پی دی افهای اجتماعی بسیار پرطرفدار و خوب را به صورت پی دی اف دانلود کنید. این رمان پی دی افها شامل دستهبندیهای مختلفی مانند خانوادگی، سنتی، روانشناسی و آنلاین هستند. قلم قوی نویسندگان در این رمان پی دی افها باعث شده تا آثارشان بسیار جذاب و قابل تأمل باشد. علاوه بر رمان پی دی افهای ایرانی، مجموعهای از رمان پی دی افهای اجتماعی خارجی نیز در سایت ما قابل دسترس است. همچنین، شما میتوانید به رمان پی دی افهای کلاسیک و قدیمی کلکلی نظیر رمان پی دی افهای عاشقانه بدون سانسور نیز دسترسی پیدا کنید. در صورت تمایل به خواندن رمان پی دی افهای کوتاه، طنز، عاشقانه چالش برگزار شده است. هر چقدر هم که به دنبال رمان پی دی افهای واقعی هستید، در سایت ما میتوانید بهترین رمان پی دی افهای اجتماعی را پیدا کنید.
خلاصه کتاب:
تکین تهرانی ، بازیگر محبوب و از کشتی گیر های اسبق تیم ملی بود که خیلی ناگهانی از عرصه کشتی ، کناره گیری میکنه و وارد عرصه شهرت میشه . مردی که راز بزرگز توی سینه اش داره .
پناه یزدان دختر شکست خورده ایه که رسم های غلط دست و پاش رو بسته و شکست بزرگی از زندگی زناشویی خورده . زندگی پناه وقتی دستخوش تغییر میشه که تکین استاد دانشگاه پناه میشه و اشتباهات زندگی پناه رو بهش آموزش میده و زنانگی های به خاک کشیده این دختر رو مورد بوسه قرار میده ...
خلاصه کتاب:
محیا به همراه دختر پنج ساله اش هستی پا به خانه محتشم ها میگذارد و در آنجا زندگیش از نو شروع میشود...خانه ای که سید عماد محتشم همه کاره ی آن است ...
خلاصه کتاب:
من جانانم... دختری در دنیای واقعی... بدون فانتزی ها و تخیلاتی که در ذهن وجود دارد.. جهانم پر از درد و رنج، مملو از شادی های کوچک است... اینجا خبری از مهر و محبت های کلیشه ای نیست... تک به تک صفحات زندگیم پر از اتفاقات خوش و ناگوار هست، اما در بین تمام این اتفاقات دستهایی برای حامی بودن هست دستهایی که.... اینجا خود برزخ است، مرزی بین خواستن و نداشتن ...
خلاصه کتاب:
مهندسی که در یک روستای کوهستانی ناشناس و در سکوت زندگی میکنه. از خانوادهش جدا شده و به خاطر اختلافاتی که داشته و مرگ همسرش این زندگی رو ترجیح میده اما با امدن دوست صمیمی و برادر خانومش آرامشش به هم میریزه. با ورود خانم دکتری برای کار در خانه بهداشت روستا، میان این دو اتفاقات و حس هایی به وجود میاد ...
خلاصه کتاب:
منصور و شیرین زندگی جالبی ندارند. پر از کشمکش و سردی، تنها دلخوشی شیرین دخترشان شادی است و تنها ریسمانی که اون را در این زندگی نگه داشته است ولی برای منصور اینطور نیست، بالاخره تصمیم به جدایی میگیرند ولی چیزها انطور که شیرین میخواهد پیش نمیرود...
خلاصه کتاب:
رمان پی دی اف در مورد عشق یه دختر نویسنده به پسریه که معتاده به نوشیدنی و هم دانشگاهی قدیمیشه، این عشق تا کجا دووم میاره و آیا میثم قدر این فداکاری رو میدونه؟
خلاصه کتاب:
یزدان کیانی، مرد مقتدرو مرموزیه که به دنبال پیدا کردن قانتل همسرشه. کسی که به عنوان مقتول دستگیر شده، پسر عموشه اما یزدان خوب میدونه پسر عموش قاتل نیست. و برای همین به دنبال پیدا کردن قاتل اصلی میافته. سروین پایدار دختر جسورو باهوشیه که به تازگی با پسرعموی یزدان نامزد کرده و حالا با زندان افتادن علی، با یزدان همدست میشه تا قاتل اصلی رو پیدا کنند و علی رو نجات بدن. در پی معماهای حل نشدنی قتل همسر یزدان، سروین و یزدان به باند خطرناکی نفوذ میکنن و توی این راه رفاقتی دوست داشتنی بینشون شکل میگیره. رفاقتی که رنگ و بویی از عشق میده اما ...
خلاصه کتاب:
"تو آمدی که دنیای مرا زیر و رو کنی" میدانی اولینبار کی حس کردم که دوستت دارم؟ دوست داشتن که نه؛ میگویم "دوست داشتن"، چون نامی برای حسِ جدیدم، پیدا نکردهام. اما حس عجیبِ خوشایندی بود، که به سراغ من آمد. دلم یک جوری شد در آن لحظه؛ نمیدانم دقیقاً چهجوری اما انگار چیزی در دلم تکان خورد و بعدش یک دنیا حسهای مختلف داشتم در وجودم که نمیدانستم باید چه کارشان کنم! فکر میکنم آنچه که تکان خورد، دروازهی احساساتم بود؛ دری که من رو به تمام دنیا بسته بودمش، برای دوست داشتنِ تو باز شد ...
خلاصه کتاب:
دختر قصه ما لوا در خانواده ای مذهبی و سنتی بزرگ شده است. او به صورت مخفیانه با پسری به اسم اهورا رابطه داره اما هر چی میگذره بیشتر متوجه انتخاب اشتباهش میشود. پس تصمیم میگیره این رابطه را تمام کند، اما با واکنش عجیب اهورا مواجه میشود. لوا با دردسر های بزرگی مواجه میشود که در این مسیر تنها کسی که حاضر به کمکش شد، پسر عمویش بود. پسری که در کل خانواده ، بدنام است و همه او را از خانواده طرد کردهاند اما آیا راستین همان آدمی است که خانواده فکر میکنند؟...
خلاصه کتاب:
دختر کتابفروش و آقای کفاش... همسایه دیوار به دیوار هم میشن... دختر این قصه یه کتابفروشه، شیطون... فعال... ته تغاری و عزیز کردهی یه خانواده ای بزرگ... از قضا کتاب فروشیش، میفته توی همسایگی آزادخانی که درسته خان به اسمش میبندن، ولی ۳۰ سال بیشتر نداره و با یه اخلاق غد، از هرچی دختر شیطونه بیزاره... آزاد خانی که توی کار کیف و کفش چرمه و این همسایه بودن ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.