رمان پی دی اف اجتماعی در سایت ما میتوانید رمان پی دی افهای اجتماعی بسیار پرطرفدار و خوب را به صورت پی دی اف دانلود کنید. این رمان پی دی افها شامل دستهبندیهای مختلفی مانند خانوادگی، سنتی، روانشناسی و آنلاین هستند. قلم قوی نویسندگان در این رمان پی دی افها باعث شده تا آثارشان بسیار جذاب و قابل تأمل باشد. علاوه بر رمان پی دی افهای ایرانی، مجموعهای از رمان پی دی افهای اجتماعی خارجی نیز در سایت ما قابل دسترس است. همچنین، شما میتوانید به رمان پی دی افهای کلاسیک و قدیمی کلکلی نظیر رمان پی دی افهای عاشقانه بدون سانسور نیز دسترسی پیدا کنید. در صورت تمایل به خواندن رمان پی دی افهای کوتاه، طنز، عاشقانه چالش برگزار شده است. هر چقدر هم که به دنبال رمان پی دی افهای واقعی هستید، در سایت ما میتوانید بهترین رمان پی دی افهای اجتماعی را پیدا کنید.
خلاصه کتاب:
داستان بر مدار پردهی دراماتیک زندگی دختری به نام هلن است که در مسیر فرار از مشهوریت و رسیدن به زندگی بیدغدغه و آرام، به سیاهچالهی رابطهی پنهانی با مرد جذابی پرتاب میشود که عاشقانهی لطیف و نابی را برایش رقم میزند اما شهرت قرار نیست به راحتی مجالی به عشق دهد ...
خلاصه کتاب:
فریبا در زندگی مشترکش با فرید دچار شکست شده است. او پس از سال ها هنوز هم در گذشته زندگی می کند. با اینکه دکتری روان پزشک است اما نمیتواند کمکی به خودش بکند روزی در پارک با مردی آشنا میشود که او را با کسی به اسم نازی اشتباه میگیرد. برخوردی دیگر با آن مرد ناشناس باعث میشود فریبا با دنیای ارواح و شیاطین آشنا شود و به دنبال راه حل مسائل ذهنش برود. او در این راه با آدم های زیادی مواجه میشود و سعی میکند به آن مرد که اسمش علی رضاست کمک کند و ...
خلاصه کتاب:
شیدا دختریه که در کودکی مامانش با برداشتن اموال پدرش فرار میکنه و اون و برادرش شاهین که چند سالی از شیدا بزرگتره رو رها میکنه. و این اتفاق زندگی شیدا و برادر و پدرش رو خیلی تحت تاثیر قرار میده، پدرش مجبور میشه تن به کار بده، آدم متعصب و عصبی ای میشه و مدام شیدا رو که دختری آروم و بی دردسر بود محدود میکنه. و این محدودیت ها به حدی میرسه که شیدا طغیان میکنه و ...
خلاصه کتاب:
نگاه، دختری رنج کشیده است که به واسطه همسر پدرش، مجبور به ازدواج با مردی می شود که هیچ شناختی از او ندارد، حالا بعد از دو سال نادم و خسته از زندگی با همسری معتاد دنبال راه فراری برای آینده ای بهتر است، مادر بزرگش تنها یار و حامی او برای رهایی یافتن از این بخت نا میمون است …
خلاصه کتاب:
داستان بر گرفته از واقعیت هست. شقایق در یکی از شهر های کوچیک شمالی زندگی میکنه. مخفیانه با دوست پسرش برای اولین بار قرار میذاره اما تو قرار اول دزدیده میشه و به امارات فرستاده میشه جایی که دخترهارو برای استفاده ابزاری آموزش و اجاره میدن. اما همه چیز در یک ملاقات کاری زیر و رو میشه و شقایق در مسیر جدیدی قدم میگذاره ...
خلاصه کتاب:
و گناه ما این بود که عشق اولشان نبودیم... برای همین چشم هایمان به نظر زیبا نمیآمد و بدخلقی هایمان روی چشم های کسی جانداشت، برای بودن و ماندنمان زمین را به آسمان ندوختند و هیچ کاری برای ثابت کردن دوست داشتنهایشان انجام ندادند، تار موهایمان قافیه شعر و غزل نشد و صدایمان تسکینِ درد هایشان... ما عشق اول نبودیم؛ وگرنه... برای دیدنمان لحظه شماری میکردند و برای ما پیش قدم میشدند، تنها نمیماندیم، یادِ یک نفر خودمان را از یادمان نمیبرد، بغض قورت نمیدادیم، اشک هایمان دیده میشد، دوستت دارم هایمان به گوششان میرسید و سهممان میشد خواسته شدن...
خلاصه کتاب:
باران با مادرش در یک فانوس زندگی میکرده. تا اینکه مادرش کشته میشود و صاحب آن فانوس که در اصل صاحبکار باران و مادرش هم بوده، سمت باران را از آشپز به ساقی در مهمانی شبانه تغییر میدهد. داستان اصلی از جایی شروع میشود که مردی باران را از دست صاحبکارش نجات میدهد ...
خلاصه کتاب:
آیمان که به بهانه درس و دانشگاه از روستای کوچکشان به تهران گریخته و به عنوان مدل برای میکاپ آرتیست ها و عکاس ها مشغول به کار میشود. غافل از سو استفاده گرهایی بد ذات و چه ساده به هراج میرود. آبروی دخترانه اش! اما خب هنوز بزرگ مردانی هستند که شانس زندگی او باشند و نگذارند که او بیش از این در منجلاب آلودگی فرو رود ...
خلاصه کتاب:
من یاشارم.. هیولایی تشنه به خون، هیولایی برخواسته از ناامیدی و رنج.. هیولایی که در میان تاریکیها رشد کرد و خود را به جهان نشان داد. پسری که در پسِ خرابههای شهر بزرگ شد.. پسری که روح و جسمش با درد و رنج عجین شده بود. پسربچهای که تنها به دنبال یک زندگی بود، یک آرامش.. یک زندگی عادی همانند دیگر مردمِ شهر، اما دنیا با من خوب تا نکرد. پس من تبدیل به چیزی شدم که همه از او نفرت و وحشت داشتند.. یک هیولا که تنها با سرخی خون سیراب میشد. این منم، یاشار.. پسری از تبار درد و غم.. هیولایی که برای انتقام از دنیا و مردم ظالمش بیدار شده بود!
خلاصه کتاب:
سجاد یه پسر ساده و معتقده… یه پسر معمولی که تو گشت ارشاده و از نظر خودش هدف والایی داره… نجات زمین از فساد... ماجرا از جایی شروع میشه که با رضوانه فراهانی اشنا میشه. رضوانهای که با تمام زنهای خیابونی و دخترهای انچنانی فرق داره. رضوانه نه تنها هفت قلم ارایش نداره نه تنها مانتوی کوتاه و ساپورت به تن نداره بلکه محجبه است و چادریه سجاد ورضوانه هردو مسلمانن… هردو ادمهای خوبی هستن ولی دیدگاهشون زمین تا اسمون متفاوته… یکی بیش از حد مقید و بسته است و دیگری بیش از حد روشن فکر ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.