خلاصه کتاب:
دلآرای ایلیاتی، رها از زنجیر اسارت، خود را به آغوش مردی رساند که هم خان بود و هم سیب ممنوعهای در باغ تقدیرش؛ پناهگاهی شیرین، اما آمیخته با گناه.
خلاصه کتاب:
در دل تاریکیهای یک باند مافیایی، اردوان چیزی را پنهان کرده که از هر جرم و جنایتی برایش خطرناکتر است: عشق به دختری به نام سوگند. اما عشق همیشه راز نمیماند... اوستا، برادر سوگند، وقتی از این دلدادگی و خطر پیشرو باخبر میشود، نقشهای میچیند تا اردوان را از سازمان بیرون بکشد. اما سازمان بیرحمتر از آن است که اجازه دهد مهرههایش بهسادگی فرار کنند. همهچیز در شب عروسی به اوج میرسد؛ شبی که حقیقت با چهرهای زشت ظاهر میشود. تصاویری باورنکردنی، تهمت یا واقعیت؟ در این شب شوم، مرزی باقی نمیماند میان عشق و نفرت، وفاداری و خیانت...
خلاصه کتاب:
ارباب خشن و مغروری که دختر باکره صیغه میکنه به بدترین شکل بکارتشون رو میگیره رادمهر ارباب خشن و مغرور عمارت آریانفر، یه پدر جوون و خوشگذرونه که به دنبال مادری برای پسر چهارساله شه. سراغ دخترای زیادی میره و رو هر کدوم یه عیبی میذاره تا اینکه لادن رو میبینه صیغه اش میکنه و ...
خلاصه کتاب:
تیدا یه دختر بچه روستاییه که تو سن ۱۵سالگی با خان روستا ازدواج میکنه در این بین بهروز برادر شوهر تیدا برای عروسی اونها میاد و وقتی تیدا رو میبینه عاشقش میشه و از اون به بعد سعی میکنه خودشو به تیدا نزدیک کنه و باید دید تیدا کدومو انتخاب میکنه...
خلاصه کتاب:
با قتل مشکوک "سیاوش امیر افشار"، برادر کوچکترش "آوش" به ایران فرا خونده میشه. برای تصرف و کنترل همه چی... حتی بیوهی جوان و حاملهي برادرش ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.