خلاصه کتاب:
ژیار راشد، مردی از تبار کردها، برای محافظت از مادر و برادر کوچکش باید شغل اجدادیشان را که همراه با مرگ و خون است، بپذیرد. این شغل، او را به دنیای تاریکی میکشاند که هیچ راه بازگشتی ندارد. دشمنان برای نابودی ژیار نقشه میکشند و در یک حمله ناجوانمردانه، همسر و فرزندش میشوند. ژیار در این حادثه به شدت آسیب میبیند و به کما میرود. پس از مدتی، ماهلین، زنی که به شکلی عجیب به زندگی یا پیوند می خورد، وارد داستان می شود و با دیدن ژیار، روند زندگی هر دو دگرگون می شود. حقیقتهای جدید میشوند و مسیر زندگی ژیار به سمت ناشناخته پیش میرود.
خلاصه کتاب:
داستان درباره شایان هستش که فکر میکنه مانیسا که دوستش داشته و باهاش بوده بهش خیانت کرده و با دوستش رفته و ازدواج کرده. و الان که شوهر دختری که دوستش داشته مرده برگشته تا از دختره بخاطر اینکه بازیش داده انتقام بگیره و ...
خلاصه کتاب:
به تقلاهاش نگاه کردم و با خنده گفتم: اون مامانت برات بمیره که این قدر مظلومی تو... موش بخورتت!! با هق هق زیاد داد کشید: آخه تو چی از جونم میخوای؟ چرا منو نمیکشی؟ یه قدم رفتم جلو، خیره شدم تو چشمای سیاهش و گفتم: میخوام داد بکشی!! حال میکنم دردت میاد! راستشو بخوای شاد میشم وقتی جیغ میزنی و التماس میکنی! التماس میکنی بکشمت ...
خلاصه کتاب:
آیلین رادمهر دختری است که پس از یک تصادف مرگبار، سالهاست خانوادهاش را از دست داده و اکنون با خانواده خالهاش زندگی میکند. او در جریان اتفاقاتی، با افرادی روبرو میشود که رازهایی از گذشتهاش را برایش آشکار میکنند. این حقایق نه تنها زندگی او را زیر و رو میکند، بلکه او را در مسیر پر فراز و نشیب عشق، نفرت، و انتقام قرار میدهد و او باید با واقعیتهای تلخی روبرو شود.
خلاصه کتاب:
حامد، مردی خوشسیما و موفق در تهران، طلافروشی است که همه او را تحسین میکنند. زندگیاش پر از احترام و توجه است، اما قلبش به یکباره برای دوست همسرش میتپد. اما این زن، او را به بازیای پرخطر میکشاند؛ عشقی که با نیت انتقام شروع میشود. حامد به دام عشقی غیرمنتظره میافتد که او را به چالش میکشد و زندگیاش را دگرگون میکند.
خلاصه کتاب:
من سالها تنهایي رو انتخاب کردم تا نه باعثِ مرگ کسی باشم و نه بانیِ عذابِ بشریت .... ترجیح دادم تنهایی عذاب بکشم و شومی سرنوشتم رو به دوش بکشم ، اما همیشه عذاب راه جدیدی برای رسیدن بهت پیدا میکنه!... توجه: این رمان پی دی افِ کوتاه ، در واقع یه اسپِینآف[Spin_off] از رمان پی دی اف کوازار هست ک مربوط به وقایع قبل از ماجرای سهگانه کوازاره!!
خلاصه کتاب:
بعد از تصادف پدرش، در سن ۱۸ سالگی سرپرستی سخت مادر ویلچر نشین و برادر ۱۰ ساله اش به گردنش می افتد دختری بی پروا و مغرور،سخت کوش و پرتلاش هرکاری از دستش بر می آید تا زندگی پر تنش خانواده اش را نجات دهد.. روزی از روز ها صاحب یک فروشگاه بزرگ گل فروشی مردی ۵۰ ساله است که مهوا در آنجا کار میکند.. اورا خاستگاری میکند…اما نه برای خودش برای پسرش،شروین میثاقیان، صاحب هلدینگ واردات و صادرات گل های مصنوعی.. اما آیا این ازدواج صورت میگیرد؟؟ آیا این اتفاق میتواند به فقر زندگی مهوا و خانواده اش پایان دهد باهم بخوانیم..
خلاصه کتاب:
داستان زندگی باران دختری 18 ساله ای را روایت میکند که به دلیل بارداری اش از فردین و برای پاک کردن این بی آبرویی، قصد خودکشی دارد که توسط آیهان نجات پیدا میکند.....
خلاصه کتاب:
عشقی ناممکن از دل انتقام! پدارم، برادر پناه محکوم به قتل رادمهر میشود و پناه برای نجات برادر و خانواده اش عروس خون بس رادمانی میشود که به دنبال انتقام گرفتن از قاتل برادرش هست ...
خلاصه کتاب:
خاوین قوام، تک پسر حاجنصرتالله قوام، صاحب بزرگترین و بهنامترین شرکت حمل و نقل دریایی ایران، از تاجرهای سرشناس است. پسری که برخلاف اعتقادات سفت و سخت پدرش تفریحات و عیاشیهای مختص به خودش دارد و قرار است بعد از ازدواجش با دخترعمویش تک فرزندِ عنایتالله قوام، تمام ثروت خاندان قوام به نام او و مهلا شود.اما یک شب در جزیرهی کیش بقایای جامانده از رابطهی پنهانش کار دستش میدهد و خدمتکار هتل یک ماه بعد با جواب مثبت بارداریاش، درست در شب عروسی خاوین و مهلا، دنیا را روی سر خاوین و آیندهاش خراب میکند تا قصه در تقابلی تنگاتنگ میان عشق و نفرت، مسیر پرچالشی را طی کند.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.