بوستان رمان
دانلود رمان پی دی اف جدید رایگان
بوستان رمان
رمان پی دی اف بی تو میگیره نفسم

رمان پی دی اف بی تو میگیره نفسم اثر کوثر شاهینی فر لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

صدای قیژ مانندی من را از آن رویای واقعی که خیلی از وقوعش نمی گذشت بیرون کشید و نگاه خیره ام را از تک شاخه گل رزی که زیاد هم شاداب نبود گرفت و به راست کشیده شد. دختری جوان با دلبری صندلی را عقب کشیده بود و پسرک هم با ذوق به او…

تکه ای از رمان پی دی اف بی تو میگیره نفسم

بذار بره داره پس می افته از فرصت استفاده کردم و پا تند کرده، خارج شدم. تند از پله ها پایین رفتم و در برابر افرادی که پای پله ها ایستاده بودند و نگاهشان به سمت بالا بود و کنجکاو شده بودند تا سر در بیاورند از این همه فریادی که کشیده می شد گذشتم و خودم را به داخل باغ انداختم و باز هم دویدم و به انتهای باغ رسیدم. وقتی کمرم تن سرد دیوار کاهگلی باغ را لمس کرد تازه به اطراف نگاه کردم و صدای خس خس سینه ام گوشم را پر کرده بود . ضعف کرده بودم. کیان کنار درختی ایستاده بود و به من نگاه می کرد . چشم هایم تار می دید اما نه آنقدر تار که نبینم سیگاری که لا به لای انگشتش دود میشد . کیان از چه موقع سیگار می کشید ؟

سردم شده بود. خودم را بغل گرفتم و کیان قدمی جلو آمد. حالت تهوع شدیدی گریبان گیرم شده بود . بی خیال جملههای آقا بزرگ که در سرم تکرار می شد و سوالی که از خودم می پرسیدم که کیان از کی سیگاری شده بود؟ شدم و با خودم فکر کردم آخرین باری که چیزی خورده بودم کی بود ؟ خودم را هل دادم و همان پای دیوار روی پاهایم نشستم که کیان به یک قدمی ام رسید و ته ماندهی سیگارش را روی زمین انداخت و با نوک پایش آن را له کرد و با خودم گفتم فرق بین من و سیگاری که حالا له می شد در چه بود ؟ – نوا ، خوبی ؟

سرد شدم ، داغ شدم، خرد شدم ، آب شدم. له شدم … از من پرسیده بود خوبی ؟ خوب بودم ؟ خنده ام گرفت. حالتی عصبی که به من دست داده بود و برای اولین بار گفتم که کاش کیان نبود تا خوب باشم ! باش با خنده گفتم: خوبی ؟؟؟ ببین کی داره اینو از من میپرسه . خدای من … کیان نگران جلو آمد و هر دو بازویم را گرفت و کمی تکان داد: چی شده دختر ؟ آروم
عصبانی تر شدم. با مشت شروع کردم به کوبیدن روی سینه اش . ضربه هایی بی دوام و نرم البته برای کیان . وگرنه این همه ی توان من بود .

کیان ساکت نگاهم می کرد . انگار خیال داشت کمی خودم را خالی کنم . مشت می کوبیدم و گله می کردم: همه ش تقصیر توعه لعنتی . مگه نمی بینی بهم نیش خند می زنند ؟ مگه نمی بینی به چه روزی افتادم ؟ می پرسی خوبم؟ داری مسخره م می کنی ؟ منو مسخره می کنی ؟ تو ، تو کی هستی ؟ کیان من اینطور نبود. کیان خودم رو می خوام … کی .. کیان … دیگر چیزی نفهمیدم صدای بلندی که من را از آن حالت بی خبری بیرون می کشید . آقای دکتر مهرپور به اطلاعات آقای دکتر .

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
صدای قیژ مانندی من را از آن رویای واقعی که خیلی از وقوعش نمی گذشت بیرون کشید و نگاه خیره ام را از تک شاخه گل رزی که زیاد هم شاداب نبود گرفت و به راست کشیده شد. دختری جوان با دلبری صندلی را عقب کشیده بود و پسرک هم با ذوق به او…
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    بی تو میگیره نفسم
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    کوثر شاهینی فر
  • صفحات
    626
خرید کتاب
40,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 2,439 بازدید
  • 40,000 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.