خلاصه کتاب:
خیلی بیشتر از اونچه که تصورش رو بتونی بکنی... ولی چیکار کنم که این کابوسا تموم شدنی نیست؟ چی کار کنم عرفان؟ به خدا من می خوام فراموش کنم اما نمی دونم چرا فراموش نمی شه! -خودم کمکت می کنم. بهت قول میدم اونقدر بهت عشق بدم که یه روزی از اون گذشته هیچی یادت نمونه. قبولم داری؟ باورم داری نوشین؟ دستان او را در دست گرفت. آرامشی عجیب را قرین با تمام وجودش یافت. دست او را برلب نهاد و بوسید و زمزمه کرد روی خوبت آیتی از لطف برما کشف کرد، زان سبب جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما.
خلاصه کتاب:
قول بده از این به بعد، هر اتفاقی هم که بیفته، هر مشکلی هم که برامون پیش بیاد، با همدیگه حلش کنیم و هیچوقت همو تنها نذاریم. قول بده همیشه و تا ابد با هم باشیم. هوم؟! من هم دست چپم را جلو بردم. هرچند هر دو حلقهام به یک اندازه میدرخشیدند و به یک اندازه هم برایم ارزشمند بودند. انگشت های کوچکمان را در هم گره زدیم: -قول میدم، آراد. من و تو همیشه و تا ابد با همیم. دیگر برایم فرقی نداشت ایران باشم یا آمریکا و یا انگلستان. خانه همان جاییست که جان دلم در آنجا باشد و نفس بکشد.
خلاصه کتاب:
روزگار با چه ظرافتی این بازی بیرحم را رقم زد؟ زنی که از کودکی، سختیها را چون شیر مادری تاب آورد و تبدیل به بهترین وکیل شده بود، حالا از پرونده قتل دوست وفادارش پا فراتر گذاشت و به قلب راز بزرگ خانوادهاش رسید... رازی که زندگیاش را برای همیشه تغییر داد.
خلاصه کتاب:
در جریان انتخابات انجمن اولیا و مربیان مدرسه دخترش، طاهره کریم قاسمی به طور اتفاقی با «مرضیه»، یکی از دوستان قدیمی دانشجوییاش، روبهرو میشود. دیداری از بیش از سی سال، بعد از تلخی و تلخی از خاطرات پرفراز و نشست گذشته برمیدارد. مرضیه، رف روزهای دیدار تاریخ شصت، قول دوباره میدهد، و همین وعده، ذهن طاهره را به عقب میبرد. روزهایی که تنها ۱۷ سال داشت و در آستانه مرگ پدر، به خواست خانوادهاش برای آرامش خاطر او، به عقد پسرعمویش احمد درآمد. در روستای گوران، زندگیاش مسیر تازهای گرفت؛ مسیری که با غیبتی احمد، هوادار یک سازمان سیاسی، به خاطرهای مبهم تبدیل شد. احمد رفت، اما دل طاهره با او ماند…
خلاصه کتاب:
داستان زندگی زمینداران و کارگرانشان در مزرعههای خانوادگی در حومه لاهور پاکستان، تصویری جالب از محیط و انسانهایی خاص میدهد. خدمتکاران خانههای اشرافزادهای فئودال، روستاییانی که به یاری او چشم دوختهاند، و دوستان و آشنایان که در شهر زندگی میکنند را تجربه کردهاند، در برابر چالشهای ناشی از تغییر و دست دادن سنتها قرار میگیرند. آنها باید با این دگرگونیهای حمایتی روبهرو شوند و آماده شوند تا با جنبههای ناشناختهای زندگی سازگار شوند.
خلاصه کتاب:
دیاکو تهرانی، یکی از موفقترین طراحان طلا و جواهر ایران، پس از سالهای دوری از کشور، به ایران بازمیگردد. برادرش، نوید، او را به اسرار در مهمانیهای بزرگ و مجلل دعوت میکند. در میانه مهمانی، دیاکو متوجه می شود که نوید قصد تجاوز به دختری جوان به نام گیتی را دارد. او فوراً ارائه کرده و گیتی را نجات می دهد. چند روز بعد، دیاکو در دانشگاه حضور میکند و با تعجب میفهمد که استاد دانشگاهش همان دختری است که در مهمانی نجات داده شده است.
خلاصه کتاب:
سایه یه دختر ۲۰ساله آروم و بسیار درونگرا هست کسی که تا این سن هیچ دوست جنس مخالفی نداشته... خیلی اتفاقی تو تلگرام با مردی به اسم آراز اشنا میشه و برای مقابله با این استرس به صورت مجازی باهاش وارد رابطه میشه... سایه بهش اعتماد میکنه و حرفاشون از مسائل عادی به گفتن فانتزی هایشان میرسه اما این رابطه مجازی باقی نمیمونه و سایه خودشو وسط یه رابطهی مخفی و ممنوعه با مردی که میخواد فانتزی هاشو عملی کنه میبینه...
خلاصه کتاب:
یکبار وقتی تو بی هوشی بهم دست زد دلم رو شکست، یکبار وقتی سر سفره عقد بود و بهم گفت چاره ای ندارم، باهام راه بیا.... اما من صبر نکردم برای بار سوم دلم رو بشکنه... من پناه بردم به دنیای تاریک تنها مردی که حرف هام رو باور داشت... مردی که خودش راز های سیاه زیادی داشت... هومن...
خلاصه کتاب:
جنازهی لخت خواهرِ یارا، نامزدِ سهند خان بزرگ آبادی رو صبح زود تو خونه باغ یه مرد غریبه پیدا کردن! سهند خان انتقامِ این رسوایی و بی آبرویی رو از خواهر کوچیک یلدا گرفت! ...
خلاصه کتاب:
الوند پسری که حاصل یه رابطه نادرسته و چون همه اقوامِ پدرش بهش لقب بدی دادن، سالهاست خانوادهشو ترک کرده و برای خودش یه زندگی عجیب و پرماجرا درست کرده، زندگی که پر از آدمهای جورواجور با شغل و سیاستهای کثیفه... توی کارهاش از یکی رقیبهای بزرگش ضربه میخوره و سعی میکنه برای تلافیِ کارش، به تک دخترِ اون شخص نزدیک بشه، دختری که از چند و چونِ کارهای باباش اطلاع داره و حاضره برای نجات جونش، حتی خودشو قربانی کنه …
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.