بوستان رمان
دانلود رمان پی دی اف جدید رایگان
بوستان رمان
رمان پی دی اف سایه‌ مجنون

رمان پی دی اف سایه‌ مجنون اثر هانیه محمدیاری لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

ماهک دختر دبیرستانی که عاشق امیرعلی ستوده میشه. مردی که همه رو اسمش قسم می خورن و تا حالا هیچ دختری رو به دل و تختش راه نداده. اما  ماهک با سادگی و ناز ذاتی از خیلی وقت پیش دل امیرعلی رو مال خودش کرده و خودش خبر نداره. دختری که از همه ی مردا و لمس شدن توسطشون می ترسه، حالا رویای آغوش امیرعلی رو داره. وقتی که قراره عاشقانه هاشون و با هم آغاز کنن، برای هم ممنوعه میشن و حالا نوبت ماهک ترسو و مظلوم ماست که هر کاری برای تصاحب  عشقش کنه. حتی گذشتن از…

خلاصه‌ رمان پی دی اف سایه‌ مجنونش

درست یکی از روزهای سرد پاییز بود که از دلدادگی اش گفت . پاییز فصل زرد عشق و دلدادگی، او را هم عاشق کرد و از همان روزها، همه چیز برایش رنگ و بوی بهار را گرفت. خیلی قبل تر از آن پاییز خاطره انگیز، دلش را باخته بود، اما در همان روزهای زرد و سرد بود که اعتراف کرد . هنوز هم در تار و پود جانش یاد آن روزها قلبش را گرم می کرد. از احساسش گفت و برایش دنیا رنگ و بویی دیگر گرفت. دنیایش با وجود معشوق زیبا شد انگار. عشق قشنگتر و شیرین تر از چیزی بود که خیال می کرد .

این دلدادگی، رنگ و بویی تازه بر زندگی خاکستری اش بخشید و روح مسیحایی به قلب بی حس و جانش بخشید. او انگار با آمدنش زندگی و تازگی آورده بود. دیگر زندگی برایش بیهوده نبود، فقط از سر گذراندن عمر. دیگر روزها و ساعت هایش هدف داشت. هدف او بود و چشمانش. او با آمدنش بهار را آورده بود . یاد آن چشمان معصوم و زیبا ، تا ابد لرزه بر قلبش می انداخت . ترس از از دست دادنش ،جانش را می گرفت. انگار همه چیزی را باخته بود…. با کلافگی چنگی به موهایش زد و صدای او، در مغز و جانش پیچید. _آرزومه یه روزی بی واهمه موهات و لمس کنم

امان از ترس ها و اجبارها. امان از قانون ها و از خود گذشتن ها…. امان از شک و تردیدها و باید و نبایدها…. او همه چیزش را با ترس ها و اجبارها، به باد داد. _فکر نمی کردم بیای دیگه. صدایش تا ابد همان نسیم خنک و تازه بود که بر جان و دلش می پیچید. این ناز ذاتی، هیچ گاه تکراری نمی شد. برخاست و مقابلش ایستاد. این بارطور دیگری به یاد آن روزهای دور، خیره ی چشمانی شد که رویای روزها و شب هایش، در تمام این روزهای دلدادگی و بی قراری بود _نمی شد نیام. چقدر نسبت به آن روزها لاغرتر و نحیف تر شده بود .

قطعا خودش را مقصر حال امروز او می دانست. چطور زخم کنار لب و روی صورتش را، جای کبودی و خون مردگی صورت زیبایش را ندیده بود . صورت وجسم دلبرکش صدمه دیده بود، اما روح و جان و دل او بود که درد می کرد. خود را باعث حال و روز امروز او می دانست. شاید اگر کمی شجاع بود و صبوری نمی کرد حالا…. پوزخند تلخی زد و حتی پوزخندش هم، به چشمان مجنون او زیبا می آمد. _چه فایده داره اومدنت؟…ای کاش نمی اومدینمی خواست نگاهش را حتی لحظه ای از چشمان او بردارد . باید برای خواب و بیداری های بعد از اینش ذخیره می کرد .

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
ماهک دختر دبیرستانی که عاشق امیرعلی ستوده میشه. مردی که همه رو اسمش قسم می خورن و تا حالا هیچ دختری رو به دل و تختش راه نداده. اما  ماهک با سادگی و ناز ذاتی از خیلی وقت پیش دل امیرعلی رو مال خودش کرده و خودش خبر نداره. دختری که از همه ی مردا و لمس شدن توسطشون می ترسه، حالا رویای آغوش امیرعلی رو داره. وقتی که قراره عاشقانه هاشون و با هم آغاز کنن، برای هم ممنوعه میشن و حالا نوبت ماهک ترسو و مظلوم ماست که هر کاری برای تصاحب  عشقش کنه. حتی گذشتن از...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    سایه‌ مجنون
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده
    هانیه محمدیاری
  • صفحات
    1998
خرید کتاب
40,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,777 بازدید
  • 40,000 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.