خلاصه کتاب:
مهران که تحصیلات پزشکی اش را در انگلستان به پایان رسانده برای زدن مطب و به دنبال علایقش مسیر راهش را روستاهای خوش آب و هوای ارسباران قرار میدهد، و نزد دوست پدرش فرامرزخان اقامت مییابد! ولی همه چیز همانطور آرام و بدون جنجال پیش نمیرود؛ با به میان آمدن شرطی از سوی فرامرز خان دست تقدیر سرنوشتش را تغییر میدهد ...
خلاصه کتاب:
نگاهش با دقت بیشتری روی کارتهای در دستش سیر کرد. دور آخر بود و سرنوشت بازی مشخص میشد. صدای بلند موزیک فضا را پر کرده بود و هیاهو و سروصدا بیداد میکرد. با وجود فضای نیمهتاریک آنجا و نورچراغهایی که مدام رنگ عوض میکردند، لامپ بالای میز، نور نسبتاً ثابتی برای افراد دور میز فراهم کرده بود. یکی گفت: آرادخان نوبت شماست! کمرش فشار مضاعفی به پشتی صندلی وارد آورد. لبش کمی کش آمد، نیاز به ریسک داشت. یا همهچیز یا هیچچیز! کارت آسش را رو کرد و با ژست خاص خودش روی میز انداخت ... "ادامه رمان پی دی اف ریسک در رمان پی دی اف پولاریس"
خلاصه کتاب:
خسروخان، مردی با گذشتهای خونآلود، سالها پیش دختری را به عقد خود درآورد، به اجبار، نه از سر عشق. ثنا اما تاب نیاورد؛ رازهای ناگفته در دل داشت و مرگش، خودخواسته یا نه، رازآلود باقی ماند. سالها میگذرد و تنها چیزی که از ثنا باقی مانده، نوهایست به نام روجا؛ آرام، نجیب، بیخبر از طوفانی که در راه است. با ورود مردی غریبه به شهر، تمام تارهای آرامش از هم گسسته میشود. او از گذشته سخن میگوید، از سهمی که از میراث خسروخان طلب دارد، از رازی که خاک نگهش نداشته. اما وقتی خواستهاش رد میشود، راه مصالحه را میبندد و راهی دیگر پیش میگیرد... راهی که به روجا ختم میشود؛ دختری که بیخبر است قرار است مهرهی اصلی یک بازی مرگبار باشد.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.