خلاصه کتاب:
آیهان فشن بلاگر، مغرور و معروفی که با یک کینه و حس انتقام قدیمی تن به ازدواج بامروارید دختر حاج بهرام ثروتمندترین جواهر فروش شهر میدهد تا به تقاص زخمی که حاج بهرام بر قلب خواهرش گذاشته است... بر سر مروارید بیاورد. تقابل عشق و مذهب در عاشقانه هایی نفسگیر دختری مذهبی و مردی جذاب اما بی بند و بار...
خلاصه کتاب:
هامین صولت کشتیگیر معروفی که درست چند روز بعد از عقدش با ژیکال تست دوپینگ مسابقاتش مثبت میشه و برای همیشه از صحنه ورزش ملی محروم میشه. مجبور به تصمیم گیریهای بزرگ و سختی برای زندگیش میشه. اما این تنها اول ماجراست و تمام وقایع از طلاق هامین و ژیکال به پنج سال بعد موکول میشه. حالا هامین بعد از پنج سال با عنوان بزرگترین فایتر ایرانی برگشته تا پرده از رازهای مهمی برداره و ژیکال رو به خودش و زندگیش برگردونه. غافل از اینکه ژیکال تصمیمات جدیدی برای زندگیش گرفته و... باید دید هامین از پس درست کردن خرابیهای بینشان برمیآید یا نه؟ ...
خلاصه کتاب:
مدیرعامل بزرگترین مجموعهی هتلهای بینالملی پریسان پسری عبوس و مرموز که فقط صدای چکمههای سیاهش رعب به دلِ همه میندازه یک شب فیلم ممنوعهاش با مهمون ویژهی اتاقِ vip هتلش به دست دختر تخس و شیطون خدمتکار هتلش میفته و...؟
خلاصه کتاب:
حامیا، پسرِ سوختهی آن شبِ بیپایان، کودکیست که آتش، خانوادهاش را بلعید و دستانش را زخمی جاودانه کرد. در پناه خاله و مردی که قانون خانهاش را با شرطی سخت نوشت: "بارش را خواهر خود بدان." اما سالها گذشت... دو دلِ خاموش، بیآنکه نامی بر عشقشان بگذارند، در سکوت با هم رشد کردند. تا روزی که یک اشتباه ناخواسته از سوی بارش، پدرش را به تصمیمی میرساند که آیندهی آنها را میسوزاند، درست مثل گذشته. و در هیاهوی این آوار، گذشتهای از خاکستر برمیخیزد. رازی که سالها در دل سکوت مانده و آتشی که شاید آنقدرها هم بیعلت نبوده... گمشدهای، با بوی دود و خاطراتی گمشده، بازمیگردد؛ تا حامیا بفهمد، گذشته هنوز تمام نشده است...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.