خلاصه کتاب:
ناز دختر فقیری که برای اینکه خرجش رو در بیاره توی ساندویچی کوچیکی کار میکنه. روزی از روزا، این دختر سر به هوا به یه بوکسور معروف، امیرحافظ زند که هزاران کشته مرده داره، ساندویچ پر از سس خردل تعارف میکنه و غافل از اینکه امیرحافظ به سس خردل حساسیت داره و نمیدونه. قراره بخاطر این سس خردل زندگیشون بهم گره بخوره! ...
خلاصه کتاب:
ناز دختر شر و شیطونی که با امیرحافظ زند بزرگ ترین بوکسور جهان ازدواج میکنه اما با خیانتی که از امیرحافظ میبینه، ازش جدا میشه. با نابود شدن زندگی ناز، فکر انتقام توی وجود ناز شعله میکشه، این دفعه نوبت ناز بود که اومده بود انتقام بگیره و تو این راه از سیاست مدار بزرگی کمک میگیره تا ...
خلاصه کتاب:
من حامیام... یک مرد. مردی زخمخورده از جهان، که روزی با خودش عهد بست تا دنیا را از وجود هر انسانِ ظالمی پاک کند. بیخبر از آنکه در میانهی این راه، دختری سر راهم سبز میشود... دختری که همهچیز را در من تغییر میدهد. دختری مظلوم، خسته از رنجهای زندگی، که نه جنگ، که آرامش میخواست... نه انتقام، که تیمار شدن را. و من، بیاختیار، پا روی تمام آنچه باور داشتم گذاشتم.
خلاصه کتاب:
لقبش «ویکتور» بود؛ مردی شکستناپذیر که هرگز و به هیچ بهایی تسلیم نمیشد. نامش که به میان میآمد، لرزه بر اندامها میافتاد؛ کسی که مدعی بود دل ندارد. اما افسوس از روزی که دل بیدلش در میان حلقههای فرفریِ رقاصی گره خورد... رقاصی که آمده بود تا برای نخستین بار، ویکتورِ مغرور را به زانو درآورد.
خلاصه کتاب:
دختری به نام نیلا، با دلی پر از کینه و نقشهای در سر، تصمیم میگیرد برای انتقام از عشق سابقش، پسری مذهبی و آرام به نام امیریل را وارد بازی خطرناکش کند. اما آنچه که برایش فقط یک انتقام شیرین بود، کمکم رنگ دیگری میگیرد؛ چرا که این نقشه، مسیری تازه و غیرمنتظره را برای نیلای بازیگوش و امیریل سر به زیر رقم میزند... راهی میان شعلههای احساس و تردید، که پایانش شاید چیزی فراتر از انتقام باشد.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.