خلاصه کتاب:
تمام آرزوی آلساندرو دی لوسی، پسری بود که نامش را زنده نگه دارد؛ اما پس از هجده ماه زندگیای که در آن هیچ گرمایی جریان نداشت، تنها خواسته ترزا، رهایی از این پیوند بیجان بود. قصه از آنجا آغاز شد که آلساندرو برای بستن قرارداد با پدر ترزا پا به خانهشان گذاشت. ترزا با دیدن او، دل باخت؛ دلباخته مردی شد که با جذابیت و لبخندهایش دل خیلیها را ربوده بود، اما برای او، دختر ساده و آرامی چون ترزا، حتی نگاهی نداشت. با این حال، پدر ترزا که برق نگاه دخترش را دید، تصمیم گرفت این مرد را داماد خود کند؛ به امید آنکه این وصلت، ثمرهای چون وارثی از گوشت و خونشان به دنیا بیاورد.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.