خلاصه کتاب:
داستان یاس بعد از مرگ شوهرش بخاطر رازش مجبوره از پرهام پسر برادرشوهرش تمکین کنه... داستان یاس ترکیبی از تخلیات و وقایع به روز و به شمار رفتهی دنیای واقعیمونه. برای یاس ها و دخترانی که به هر دلیلی روزهی سکوت میگیرن... خوندن این رمان پی دی اف خالی از لطف نیست و امیدوارم بخش مفیدی از سرگرمی رو براتون داشته باشه...
خلاصه کتاب:
نوئله یک ماه بعد از مرگ جیمی متوجه میشود که از او باردار است دولین برادر جیمی و رئیس کاری او هم همان روز به طور اتفاقی متوجه این موضوع میشود و برای سرپرستی یادگار برادر از دست رفته، به نوئله پیشنهاد یک ازدواج دو ساله میدهد ولی ...
خلاصه کتاب:
روشن پاکمهر، یه وکیل پایه یک دادگستریه که برای نجات باباش از زندان، به یزدان فرخزاد نزدیک میشه تا مدرک جور کنه چون معتقده یزدان تو زندانی شدن باباش نقش داره... و یزدان با دیدن زیبایی چهره و هیکل خوبِ روشن، بهش جذب میشه و جای کشتنش، بهش پیشنهاد صیغه نود و نه ساله میده... روشن چارهای جز قبول این پیشنهاد نداره اما... دخترِ تخصِ این رمان پی دی اف خون به دلِ یزدان میکنه و همهی نقشههاش رو نقش بر آب میکنه تا جایی که یزدان مجبور میشه ...
خلاصه کتاب:
نگاه بین باغ میچرخانم، چه قرارهایی که توی این باغ نگذاشته بودیم. درخت های تنومند گردوی انتهای باغ و اطراف انباری شاهد عشق کودکی مان بودند. چه حرفهای عاشقانه که از ما نشنیده بودند. تهش اگر این باشد که خیلی تلخ است. نهالی را با هزار امید بکاری... با عشق آبش بدهی و از نور وجودت بتابانی، دست آخر وقت ثمره دادنش که رسید از ریشه بکنیش و بگویی تو را اشتباهی کاشته ام. هر دو بد کردیم. پندارم... من و تو باغبان های خوبی نبودیم ...
خلاصه کتاب:
گرشا؛ سرگرد کارکُشته ایه که ۵ سال پیش همسرش الیسا، اونو برای پیشرفت در ورزش و کسب مدال قهرمان پی دی افی، ترک کرده و به آمریکا رفته.. ولی عشقشون بهم، باعث شده همچنان بهم متعهد باشن و حرفی از طلاق نزنن.. حالا بعد از ۵ سال، گرشا برای کشف باند قاچاق دارو، بعنوان سرمایه دار وارد هلدینگ شرکت های دارویی شده.. در صورتیکه خودش برای درمان پی دی اف خواهرزاده اش محتاج داروست.. همین احتیاج باعث میشه گرشا به الیسا زنگ بزنه و …
خلاصه کتاب:
عاشقش بودم! قرار بود عشقم باشه. فکر میکردم اونم منو میخواد... اینطوری نبود! با هدف به من نزدیک شده بود...! تموم سرمایه مو دزدید و وقتی به خودم اومدم که بهم خبر دادن با یه مرد دیگه داره فرار می کنه! نمی ذاشتم بره... لب مرز که سهله... اگه لازم بود تا خود آسمون هفتم دنبالش میرفتم! حالا تو چنگمه... باید تاوان خیانتش رو پس بده! باید خودش شعله های عشقی رو که تو تنم انداخته خاموش کنه! خودش باید جنون و عشقمو در من نابود کنه! خودش باید خلاصم کنه! اون یه قاتلِ... یه جانی... اون لعنتی دلمو کشته!
خلاصه کتاب:
عاشقی دیوانه میخواهم، تماشا کن مرا… بی پناهم، خانه میخواهم، تماشا کن مرا… سال ها در انتظارت دل به دریا بستهام… آتشم، پروانه میخواهم، تماشا کن مرا…
خلاصه کتاب:
کنعان درگیر در مشکلات خانوادگی و مالی، اسیر گذشته و خاطرهی زخمی که به روحش آسیب رسونده، در اوج مشکلات هجوم آورده به زندگی حالش، فرصتی برای گریز از موقعیت خسته کنندهی زندگیش پیدا میکنه اما هر فرصتی فرصت مناسب نیست و هر راه گریزی، راه گریز یا شاید هم… داستان، داستان زندگی سه پسره، سه برادر که زندگیشون به وجود هم گره خورده و البته شخص آشنای غریبی که منبع اصلی مشکلات این سه برادره…
خلاصه کتاب:
تو اوج درموندگی و بدبختی، وقتی امیدی برای رسیدن به مطلوب نیست، یه عاجزانه صدا زدن معبود تبدیل میشه به گره گشا و خدا یه ناجی برات میفرسته، کسی که در قبال کمک هاش هیچ انتظاری ازت نداره فقط میخواد دست از تعارف کردن برداری… کسی که تبدیل میشه به تکیه گاه، محرم اسرار، دوست، یار و در نهایت عشق! عشقی که با یه حضور ناخونده، تو فصل بلوغ میمونه…
خلاصه کتاب:
راجع به دختری به اسم بهانه است. بهانه شخصیت مقابل اتابک. دختری از جنس همه دخترای اطرافمون، دختری که غم از دست دادن مادر رو تجربه کرده. دختری که نامادریش باهاش بدرفتاری میکنه. داستان از جایی شروع میشه که پدر و نامادریش میرن خارج و بهانه برای زندگی پیش عموش اتابک میره...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.