خلاصه کتاب:
گیسو دختری روانشناس است که سه سال از ازدواج او با سینا میگذرد و زندگی عاشقانه ای با یکدیگر دارند. روزی به واسطهی یک مراجع کننده، حرف هایی در مورد سینا میشنود. پس از تحقیقات متوجه میشود ...
خلاصه کتاب:
داستان زندگی «آرزو» دختری که درست زمانی که قصد داشت با رفتن به دانشگاه خودشو از فضای بسته خونه نجات بده ، مجبور به ازدواج اجباری میشه، با پسری که در ظاهر حامی و سالمه اما در باطن راز های زیادی داره راز هایی که حالا آرزو رو نیازمند یه ناجی واقعی میکنه ...
خلاصه کتاب:
یه شب وقتی توی اخبار دیدمش، همه چیز عوض شد. توسط یه دیوانه لعنتی دزدیده شد و از نظر روحی داغون شده بود، گذشتهی تلخی داشت و به مردها و جامعه اطرافش اعتمادی نداشت. یه زندگی نرمال میخواست. دستنخورده و اماده برای من تا تصاحبش کنم. اما من نرمال نبودم، من یه قاتل سفارشی بودم که با بیرحمی قتل میکردم. ولی بخاطر اون حاضرم نرمال بشم. حتی با اینکه باید تظاهر کنم. همسایهاش شدم و به دروغ گفتم که یه فروشندهی بیمهام. باید اون رو زن خودم میکردم. اون هرگز نمیفهمه که با یه قاتل ازدواج کرده. هرگز نمیفهمه که من تموم روز دارم تعقیبش میکنم...
خلاصه کتاب:
اَفرا دخترِ به ظاهر خجالتی و سر به زیرِ حاج فتاح سلطانی، به دنبال بهدست آوردن استقلال، ماهها پیش بعد از قبولِ شرط دردسرساز پدربزرگِ مستبد و متعصب اش، با شراکت عمهی کوچکش کافهای در حومهی شهر برپا کردهاند. همهچیز خوب پیش میرود تا قبل از اینکه گندِ جبران نشدنیای به بار بیاورند و بهخاطر ترس از طرد شدن، ماهها روی آن سرپوش بگذارند. اما ماه همیشه پشت ابر نمیماند. کینه و کدورت قدیمیِ شایان خان و سوءتفاهمی که برای او و خانوادهاش پیش آمده است، باعث میشود که شاهانِ جاوید پا به میدانِ بازی بگذارد و بعد از ماهها، بوی تعفنآور رسوایی، خانوادهی سلطانی را بیآبرو کند. «گیلهنار در زبان ترکی به معنای آلبالو میباشد.»...
خلاصه کتاب:
اتفاقی که در وگاس افتاد همیشه فقط به آنجا ختم نمیشود. پاییز هیون برای گذراندن تعطیلاتش در وگاس یک لیست داشت که شامل دیدن نمایش و رفتن به شهربازی بود و اصلاً فکرش را نمیکرد که درحالیکه با یک عوضی مثل سملکلر ازدواج کرده است از خواب بیدار شود. از همان لحظهای که نگاهش به او افتاده بود، سم مثل یک تکه دسر خوشمزه به او نگاه کرده بود و از آنجاییکه پاییز معمولاً دختر مسئولیتپذیری بود، به غریزه اش که به او میگفت فرار کن گوش داد؛ ولی روز بعد در طلسم سم گرفتار شد و ...
خلاصه کتاب:
تو یه خونوادۀ سنتی باشی، تو نامزدی حامله شی، بعد تازه طرف هم بذاره و بره. خیلی حرفهآ. کی میخواد جواب داداشی که رگ غیرتش باد کرده رو بده؟ بد باهام بازی کرد. میتونست ادامه نده، اما تا حامله کردن من پیش رفت و این شروع ماجرای ماست ...
خلاصه کتاب:
طلعت خانوم دنبال یه عروس مناسب برای پسر بزرگشه تا بعد از سی و چند سال مجبور به ازدواجش کنه و کی بهتر از حنای شرو شیطون که هم خوشگله هم کم سنو سال تازه به خاطر شرایط خانواده اش مطمئنا مشکلی با چند همسری شوهرش نخواهد داشت ...
خلاصه کتاب:
پارسا نیک نام، بازپرس سابق دادگستری، مردی که در برهه ای از زندگی پر تلاطمش به خواست و در واقع خواهش پدرش (حسین نیک نام) اجبارا و موقت به ازدواج با دختر آشنای قدیمی شان تن می دهد. ازدواجی که تبعات زیادی در پی آن است و ...
خلاصه کتاب:
همه چیز از روزی شروع میشود که لنایِ سیزده ساله، به خانه میآید و مادرش را غرق در خون میبیند! آلت قتاله اما در دست کسی است که لنا به او میگوید "پدر!" قصه از یک قتل خانوادگی شروع میشود و امتداد آن میرسد به عمارت حاج راشد فلاح که دیوارهایش بوی خون میدهند و زندگیِ سرایداری، کنار کسانی که همخون لنا هستند و در عین حال، دور و غریباند. فردین تنها کسی است که به دخترک پر از ترسِ داستان نزدیک میشود؛ اما یک داغ روی پیشانیِ لناست؛ او دختر یک قاتلاست ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.