خلاصه کتاب:
نامشروع روایت زندگی جانان است . جانانی که در مهمانی یکی از دوستانش توسط فردی ناشناس مورد دست درازی قرار میگیرد و این در حالیست که فقط چند هفته به عروسیش مانده است. زمانی همه چیز خراب میشود که متوجه بارداریش میشود و این تازه اغاز ماجراست …
خلاصه کتاب:
همیشه به اینجای ماجرا که میرسید از فکر و خیال میامدم بیرون. دیگه چهره ای از اون پسر دستفروش تو ذهنم نبود و نمیتونستم ادامهی خاطراتم رو بدون صورتش تصور کنم. راسته که میگن از دل برود هرآنکه از دیده رود. منم همین طوری شدم، سالیان سال از اون قضیه گذشت و هر روز یه چیزی از اون فرد رو فراموش می کردم. دختری هستم عاشق یه پسر دستفروش شدم و بهش پول دادم تا بره برای خودش کار پیدا کنه و بیاد خواستگاریم ولی اون پسر میره و دیگه پیداش نمیشه. چندسال بعد که میخواستم فراموشش کنم میفهمم پسره رئیس شرکتی هستش که توش کار میکنم ...
خلاصه کتاب:
تابان دختر یکی از مسئولین سرشناس کشور است که در یک شرکت ساختمانی مشغول فعالیت است و با رئیس شرکت رابطهی عاشقانهای دارد. درست زمانی که تابان از شرکت برای انجام مأموریتی عازم سفر میشود، فردی از گذشتهی تلخش سر راهش سبز میشود و او را ...
خلاصه کتاب:
حامد قرار بود جای همهی نداشته هامو پر کنه، جای برادرش محمد رو... قرار بود هوای عشق برادرش از سرم بیفته ولی من از خودش بریدم چون عشق هیچ وقت از دل آدم نمیره. اما این معنیش نبود که خائن من بودم. یه نفر زودتر جای منو تو قلب حامد پر کرده بود. یه نفر زندگیشو روی آوار زندگی من ساخته بود. حالا من میرفتم تا خودمو از نو بسازم...
خلاصه کتاب:
شاید همه "نیک" صداش کنن، و خودش هم اینجوری ترجیح بده. اما من همه نبودم! بنابراین اگه یه روزی مجبور بشم صداش کنم حتما دامینیک یا عنچهره صداش میزنم. البته به احتمال زیاد دومی رو بگم! جذابیت دامینیک همه دخترای اطرافش رو تحت تاثیر قرار میده، اما برونا نه تنها ازش خوشش نمیاد که با تمام وجود ازش متنفره! و همین انگیزهای میشه برای دامینیک تا با اذیتها و شیطنتهاش توجهشو جلب کنه ...
خلاصه کتاب:
ژینا دختری معمولی که همراه دوستاش به خونه های جن زده میرن... آخرین خونه ای که ژینا میره اتفاق های عجیبی براش میافته و در راه برگشتن تصادف میکنه... و ژینا به کما میره... ژینا در کما به حقایقی میرسه که زندگی اش رو تغییر میده ...
خلاصه کتاب:
دختری که توی خاندان بزرگی بزرگ شده و وقتی بچه بوده بابای دختره به مادر پسرعموش دست درازی میکنه و مادر پسره خودکشی میکنه... بابای دختره هم میوفته زندان و پدربزرگشون برای صلح میاد این دوتا رو به عقد هم درمیاره و پسره رو میفرسته خارج تا از این جریانات دور باشه بعد بیست سال پسره برای انتقام از دختره برمیگرده و ...
خلاصه کتاب:
نورا دختر مغرور و سرسخت و زیباییه که چشمان سیاهش زیباترین رکن چهره اشه. اون پدرشو در بچگی از دست داده و به سختی امورات زندگی خودش و برادرو مادرش میگذره نورا با جدیت درس می خونه و کار میکنه تا بتونه پزشک بشه اون هدف بزرگی توی زندگی داره که میخواد بهش برسه در حین رسیدن اون به هدفش با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنه بیماری مادرش بی پولی و عشقی که ناخواسته سر راهش قرار میگیره و اونو تو تنگنای بدی میذاره در حالی که اون اصلا وقتی برای عاشق شدن نداره …
خلاصه کتاب:
رمان پی دی اف ترغیب اثر جین آستین رمان پی دی اف عاشقانه ای است که داستان ان الیوت، زنی در آستانه سی سالگی را روایت میکند که در محیط تنگ و محدود که ارزشهای کاذب بر آن حاکم است، با متانت و شکیبایی زندگی را پیش میبرد. او هشت سال پیش به توصیه دوستان و نزدیکانش به خواستگاری مرد محبوبش جواب رد داده بود. اما حالا چه چیزی ممکن است آن مرد را ترغیب کند تا برای تجدید رابطه قدم جلو بگذارد؟
خلاصه کتاب:
حامد کارمند معمولی و بیحاشیهی یک شرکت واردات و صادرات است که ناخواسته و فقط بخاطر یک کنجکاوی ساده، درگیر طوفانی میشود که زندگی آرام ولی وصله پینه شدهاش را تحتالشعاع قرار میدهد.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.