خلاصه کتاب:
گاهی تنها یک نام، تصویری کهنه، یا نغمهای آشنا، کافیست تا روانت را ببرد به ناشناختهترین گوشههای خاطرهات؛ آنجا که سالهاست سکوت کردهاند. خاطراتی محو اما زنده، که بیهیاهو در تاریکی ذهن ماندهاند و بیدار شدنشان فقط به تلنگری کوچک وابسته است؛ تلنگری که گاهی اشک به همراه میآورد، گاهی لبخند... و چه لحظههاییاند آن لحظههایی که گذشته، بیخبر به سراغت میآید.
خلاصه کتاب:
دیاکو، مردی خسته از جنگی طولانی برای بازگرداندن حق پایمالشدهاش، در اقدامی ناگهانی دختری را میرباید؛ دختری که سالهاست در سایه نگاهش زندگی کرده، بیآنکه بداند تقدیرش گره خورده به مردی در سایه.
خلاصه کتاب:
در جریان انتخابات انجمن اولیا و مربیان مدرسه دخترش، طاهره کریم قاسمی به طور اتفاقی با «مرضیه»، یکی از دوستان قدیمی دانشجوییاش، روبهرو میشود. دیداری از بیش از سی سال، بعد از تلخی و تلخی از خاطرات پرفراز و نشست گذشته برمیدارد. مرضیه، رف روزهای دیدار تاریخ شصت، قول دوباره میدهد، و همین وعده، ذهن طاهره را به عقب میبرد. روزهایی که تنها ۱۷ سال داشت و در آستانه مرگ پدر، به خواست خانوادهاش برای آرامش خاطر او، به عقد پسرعمویش احمد درآمد. در روستای گوران، زندگیاش مسیر تازهای گرفت؛ مسیری که با غیبتی احمد، هوادار یک سازمان سیاسی، به خاطرهای مبهم تبدیل شد. احمد رفت، اما دل طاهره با او ماند…
خلاصه کتاب:
سوگند سالهاست دل به حسام داده؛ پسرعمویی که برایش از همه دنیا عزیزتره. عشقشون به وصال میرسه و با هم ازدواج میکنن... اما زندگی همیشه همونطوری پیش نمیره که آدم فکر میکنه. پشت این عشق شیرین، ماجراهایی در راهه که دل سوگند رو به چالش میکشه... عاشقانهای پر از حس، تردید و انتخاب.
خلاصه کتاب:
این داستان دربارهی آراست؛ دختری ۱۷ ساله، باهوش، مصمم و تمام زندگیاش را وقف درس خواندن و ساختن آیندهای روشن کرده. او هیچ جایی برای حواسپرتی، دوستی یا عشق در برنامههایش نگذاشته... تا اینکه شاهین از راه میرسد. پسری مرموز و سماجتدار که بیدعوت، خودش را وارد زندگی آرا میکند. از اینجا به بعد، همهچیز از کنترل خارج میشود... آیا آرا میتواند رویای قبولیاش را نجات دهد؟ یا دلش راه دیگری را انتخاب میکند؟ روایتی پرکشش از تقابل عقل و احساس، در مسیری پر از انتخابهای سخت.
خلاصه کتاب:
نبات ملکزاده، دختر ۲۰ سالهای که در دل روستایی قدیمی بزرگ شده، یکی از معدود کسانی است که برای ساختن آیندهاش راهی شهر شده است. و اما خاقان، پسر بزرگ مرحوم جهانگیر ایزدی… مردی که جذابیت سرد و مغرورش، هیبتی ترسناک به او داده است! پس از مرگ تراژیک برادر و همسر برادرش، خاقان قاتل را به زندان میاندازند و فرزند پنجماهه ای آنها را به سر پرستی میگیرند. اما در این میان، نبات برای نجات تنها برادرش باید به پذیرش سرنوشتی غیرمنتظره میشود…
خلاصه کتاب:
رمان پی دی اف «روژیار» روایتگر زندگی دختری به نام دلا است؛ دختری که ده سال از زندگیاش را در تنهایی گذرانده و خانوادهاش به او پشت کردهاند. اکنون مردی وارد زندگیاش میشود که خود از عمق همان گذشتهای میآید، اما هیچکدام از آنها از این حقیقت خبر ندارند... رمان پی دی اف «روژیار» شامل صحنههایی است که ممکن است برای همهی سنین مناسب نباشد.
خلاصه کتاب:
پول برای من همهچیز نیست. من این کار را برای خودم انجام میدهم، برای هیجان، برای رهایی از روزمرگیهای خستهکننده. این کار برای من یک هدف است، یک رسالت انسانی. انجامش میدهم تا چهرهای واقعی آدمهایی مثل تو را پشت اسم و رانت هر کاری میکنند و از فرار میکنند، میکنند. این کار برایم یک مصرف شده، تنها چیزی که آرامم میکند، چهرهای فاصد امثال شماست. برای همین از هیچچیز نمیترسم، حتی اگر بهایش جانم باشد و در نهایت توسط یکی مثل تو از بین بروم باشد.
خلاصه کتاب:
آهار دختری است که سرنوشت، بیرحمانه در بیستسالگی او را بیوه میکند. برای فرار از ازدواجی ناخواسته با مردی که هم سن پدرش است، چارهای جز پناه بردن به اتاق اردوان پاشا نسب، برادر شوهر سابقش، ندارد. مردی که برخلاف ظاهر سرد و مغرورش، عشق را دوباره در دل آهار زنده میکند. اردوان، جوانی سرکش و بیباک، پس از دو سال دوری، به ایران و خانهاش بازمیگردد؛ بازگشتی که او را در برابر عشقی ممنوعه قرار میدهد—بیوهی برادرش، زنی که برای فراموش کردنش از ایران گریخته بود. اما سرنوشت، بازی تازهای را آغاز کرده است. آهار برای رهایی از سرنوشتی که دیگران برایش رقم زدهاند، به اردوان پناه میآورد و این نزدیکی، زخمهای کهنه را دوباره باز میکند...
خلاصه کتاب:
ژیار راشد، مردی از تبار کردها، برای محافظت از مادر و برادر کوچکش باید شغل اجدادیشان را که همراه با مرگ و خون است، بپذیرد. این شغل، او را به دنیای تاریکی میکشاند که هیچ راه بازگشتی ندارد. دشمنان برای نابودی ژیار نقشه میکشند و در یک حمله ناجوانمردانه، همسر و فرزندش میشوند. ژیار در این حادثه به شدت آسیب میبیند و به کما میرود. پس از مدتی، ماهلین، زنی که به شکلی عجیب به زندگی یا پیوند می خورد، وارد داستان می شود و با دیدن ژیار، روند زندگی هر دو دگرگون می شود. حقیقتهای جدید میشوند و مسیر زندگی ژیار به سمت ناشناخته پیش میرود.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.