خلاصه کتاب:
پگاه دختر خجالتی و با استعدادی که به خواست پدرش با مبین ازدواج میکنه و یکسال بعد، بهترین دوستش با همسرش به او خیانت میکنن و باهم فرار میکنن. بعد از اینکه خاله اش و پدر و مادر مبین پگاه، رو مقصر میدونن، پدرش طلاقشو غیابی از مبین میگیره حالا بعد از مدتی مبین و بیتا بر میگردن و عقد و جشن میگیرن. پگاه دچار افسردگی شدید میشه و با وارد شدن به محیط کار سعی میکند همه چیز را فراموش کند، و کم کم حس و احساسی نسبت به رئیسش که یک طراح لباس به نام هست ایجاد میشه اما هادی خیلی هم آدم چشم و گوش بسته ای نیست ...
خلاصه کتاب:
"اوه پناه بر خدا! من هیچوقت چیزی درباره عشق و اینگونه مزخرفات سرم نمیشود در داستانای رمان پی دی افتیک معمولا دخترها این احساس را با خیره شدن و سرخ شدن و غش و ضعف کردن و لاغر شدن و رفتار کردن مثل احمقها، نشان ميدهند، حالا 'مگ' هیچکدام از این کارها را نميکند. او مثل يك موجود عاقل خوب ميخورد و خوب میخوابد و موقعي هم که دربارهي 'بروک' حرف ميزنم، مستقیم توي چشم من نگاه میکند و فقط وقتي لاري درباره عشاق صحبت ميکند یک ذره رنگش سرخ ميشود. بنابراين من قدغن کرده ام که دیگر از اینجور شوخي ها نکند، ولي اهميتي به حرف من نمیدهد."
خلاصه کتاب:
دختری به اسم سارای که سه بچه به فرزند خوندگی قبول کرده و معلم زبان فرانسه هم هستش و تو آموزشگاه با گروهی از پسرها که برای یادگیری زبان فرانسه اومدن آشنا میشه و اینکه این پسرها فوتبالیست هستن و ...
خلاصه کتاب:
دخترى كه تاوان خيانت خواهرش را پس مىدهد و از خانواده اش طرد مىشود و به خيابان پناه مىآورد كه در اين حين اتفاقاتى رخ مىدهد و برالين... داستانى بر اساس واقعيت...
خلاصه کتاب:
پریناز دختری زیبا، در مسیر تنهایی و بیکسی، مجبور به کارهای بد میشود. روزگار پریناز را بر سر راه تاجری معروف و اصیل زاده از تبار قاجار میگذارد، فرهاد جهان بخش. مردی با ظاهری مقبول و تمایلاتی عجیب که...
خلاصه کتاب:
یاسر رحمانی، پسر ناخلف معتمد محله حاج ایمان رحمانی، استاد بوکس، معروف به پنجه طلایی! مرد سی و دو سالهی قد بلند و خوش هیکلی که بخاطر مشکلاتش همسرش طلاق گرفته و خانوادهاش روی دیدن او را ندارند، یک شب زن بیوهای را از چنگال یک روانی که قصد آزار و اذیت او را داشت نجات میدهد و برای محافظت از زن و پسرهایش، او را به عقد خود در میآورد ...
خلاصه کتاب:
سایه، به صورت اتفاقی شاهد قتل یک دختر جوون میشه. میخواد خودش رو بیتفاوت نشون بده و از خطر دور بمونه اما طاقت نمیاره و به ادارهی پلیس میره تا دیدههاشو گزارش بده. غافل از اینکه چیز مهمی رو پیش قاتل جا گذاشته؛ نشونهای که مثل یه آدرس دقیق، قاتل رو بهش میرسونه ...
خلاصه کتاب:
ﻣﯿﻌﺎد دانشجویی ﮐﻪ ﭼﻨﺪ وقتی است از دختری در دانشکده ﺑﻪ نام ژینا ﺧﻮﺷﺶ ﻣﯿﺎﯾﺪ و چون آن دختر در پرورشگاه بزرگ شده میترﺳﺪ او را خانواده ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻨﺪ. میعاد از خانواده ﻣﺬﻫﺒﯽ و ثروتمندی است. او ﺑﺎ دختر عموی خود نامزد است. آن ها قرار است ﺑﻪ ایران ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ و میعاد ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ همین زودی ﺑﺎ پردیس ﻋﻘﺪ ﮐﻨﻨﺪ. وقتی میعاد ﺑﻪ پدر خود میگوید ﮐﻪ خواهان ازدواج ﺑﺎ پردیس ﻧﯿﺴﺖ و میخواهد ﺑﺎ ژینا ازدواج ﮐﻨﺪ ...
خلاصه کتاب:
دختری که بخاطر اجبار و زور برادرش، راه زندگیش به طور کل عوض میشه و از ناهمواری های زیادی گذر میکنه، و در آخر به کسی که عاشقش میشه میرسه… سارا دادمهر دختری نوزده ساله است... دختری که با اراده و صبر در مقابل یه زندگی سخت که اول تقدیر و بعد به خواستهی برادرش سر راهش قرار گرفت ایستاد و مردانه جنگید و ثابت کرد که هیچ زنی از جنس مخالفش که همیشه از اول تا ابد تو گُوششان خواندند: (مردها شیرند، مثل شمشیرند) کمتر نیستند… چه بسا بهتر و قوی تر و برنده تر از شمشیر هم عمل میکنند و میتوانند دنیا را تکان بدهند…
خلاصه کتاب:
نویسنده سعی دارد اهمیت جستجو و یافتن معنا در زندگی را روشن کند. برای اینکار با تجربیات شخصی خودش از اردوگاه های کار اجباری نازیها شروع میکند. روایت هولناکی از رنج های طاقت فرسای زندگی در بند را بیان میکند نشان میدهد که چگونه افرادی که میتوانستند معنایی برای ادامه زندگی و حتی معنایی برای رنج کشیدن شان بیابند، هم سختیها را راحتتر تحمل میکردند و هم شانس زنده ماندنشان بیشتر از بقیه بود. او عمیقا اعتقاد دارد که انسان حتی انسانِ در بند که امکان انتخابهای زیادی ندارد و فرصت زندگی فعال و خلاقانه از او گرفته شده است خودش مسیر زندگی و رشد معنوی خود را انتخاب میکند ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.