خلاصه کتاب:
منصور خان یه آقاست، یه آقا نه مثل کسایی که من و تو میشناسیم، نه مثل مردهای کوی و برزن … یه آقاست، که جون آدم ها رو میگیره … یه آقا که براش فرقی نداره بچه باشی یا بزرگ، زن باشی یا مرد، دختر باشی یا پسر، آقا همه براش یکسانن و همه براش مثل یه دستگاه پول ساز میمونن … وجودش مثل یه اختاپوس میمونه که همه رو تو چنگال خودش اسیر کرده حتی ایرن رو، حتی یه دختر بیست ساله رو ... راستی منصور خان ما یه اسم دیگه هم داره، اسم دیگه اش هست …
خلاصه کتاب:
یک کتاب فوق العاده عالی در مورد نوشتن و خلق کردن است. عنوان دوم کتاب، بدانید چه می خواهید و به دستش بیاورید می باشد. بنویس تا اتفاق بیفتد در ۲۰ فصل نوشته شده است که در هر فصل نویسنده ماجرای فرد یا افرادی را بررسی می کند که از طریق نوشتن به خواسته ها و آرزو های خود رسیده اند. برای هر فردی این نوشتن و مکتوب کردن به طریقی جواب داده است.
خلاصه کتاب:
خواب بود یا رویا... شاید هم کابوس! به فکرش هم نمیرسید روزی با او روی یک تخت؛ زیر یک سقف؛ حنی پلک روی هم بگذارد. هوا برای تنفس کم داشت. رایحه عطر مردانه و گران قیمت کوروش؛ سکوت سیاه شب و آرامش خوابالود فضا را به نرمی تکان میداد. با هر نفسی که میکشید احساس میکرد کوروش در وجودش بیشتر نفوذ میکند. گیج بود. گیج از لحظهای که در ۱۸سالگی اش ثبت میشد. آنقدر مقاومت کرد و به خاموش و روشن اتاق خیره ماند تا پلکهایش روی هم افتاد و نفهمید کی خوابش برد...
خلاصه کتاب:
هیتان، پسربچه یتیمی بود که به خانواده الیس سپرده شد. اون پسری سرد و عجیب بود و برعکس اون الیس پر از زیبایی و دخترونگی. هیتان دوست داشت پروانهها رو بکشه و الیس عطر زنونه میزد، مهمانی چای فرضی میگرفت. الیس مورد دست درازی قرار گرفت… هیتان سعی کرد کسی که دست درازی کرد رو مجازات کنه اما اون فقط یه بچه بود… خانواده الیس هیتان رو به جای دوری فرستادن چون …
خلاصه کتاب:
اونها همشون مرتکب یه اشتباه بزرگ شدن. اشتباهی که باید بخاطرش تاوان سنگینی پس بدن! در طی ده سال گذشته، با من مثل یه قربانی رفتار شد. یه قربانی برای گرگینههای گروهم… یه قربانی برای جفت واقعیم؛ کسی که به بیرحمانه ترین شکل ممکن منو از خودش طرد کرد. و یه قربانی برای سایه وحشی؛ کسی که برای رسیدن به اهدافش، از من سوء استفاده کرد. یا شاید… واقعا سایه با من همچین کاری کرده؟ سایه… مردی که پر از راز و معماست و هرگز حاضر نمیشه افکار و نقشه هاش رو فاش کنه… اما من از یه چیز مطمئنم!
خلاصه کتاب:
خیلی سخته، یه دختر بدون خانواده، تو یه دنیا به این بزرگی زندگی کنه، تو هر شرایطی قابل درک نیست اونم واسه منی که با رفتن حسام تنها بچه خونه بودم. آره شاید از دید خیلیا من لوس بودم. دختری وابسته به مامان و باباش، دختری که تمام زندگیش نوازش های مامان و باباش بود، با نفسشون نفس میکشید، با نگاهشون جون میگرفت...
خلاصه کتاب:
آهو دختری که از بچگی عاشقِ پسر عموش شاهرخِ، درست زمانی که بعد از کُلی فراز و نشیب پدر آهو با ازدواجشان موافقت میکند. پسر خان"امیر" که تازه از خارج برگشته از آهو خواستگاری می کند و همه چیز به یک باره بهم می ریزه.. رویاهای آهو با خودکشی شاهرخ ویران میشه و آهو میمونه با دلی غم زده و پر از نفرت که مسبب مرگ شاهرخ رو امیر علی میدونه از این رو تن به ازدواج با امیر میده و ...
خلاصه کتاب:
پارلا و ماهیار عاشق و شیفته همدیگه اند، ولی پرویزِ خوش چهره پا به میدان میزاره و پارلا رو به عنوان خوش خدمتی از خونواده اش میگیره عقد میکنه با یک خواسته بزرگ... پارلا پا به خونه پرویز میذاره و تازه با مجهولات زیادی روبرو میشه. گذشته خوف انگیز پرویز کاملا در محاق و پشت پرده... و گلپر زیبا و موطلایی که طبقه پایین خونه پرویز با نام خواهرش زندگی میکنه واقعا کیه؟ اما ماهیار که یک زیبای لوطی و یاور و قداره بند و حامیِ به تمام معناست اما با خرابکاری های زیاد، قدم به قدم با پارلا همراهه و تنهاش نمیزاره... تا اینکه...
خلاصه کتاب:
رمان پی دی اف روایتگر داستانی عاشقانه از دنیای فرشتگان و شیاطین است. دختری به نام ساتی که در یک شرکت برنامه نویسی کار می کند، پس از سپرده شدن پروژه ی مرموز و قدیمی نوسانات برق به شرکت شان، دست به ساخت یک شبکه کامل برای شناسایی انرژی های مشکوک (کوازار) که طی سال ها در قسمت های مختلف و عجیب شهر رخ می دهند، میزند حال که پس از دو سال تلاش مستمر، او در یک قدمی کشف دلیل این پدیده قرار گرفته، کارفرمای جدید از کنسل شدن پروژه می گوید ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.