خلاصه کتاب:
سووشون، اثر ماندگار سیمین دانشور، نویسنده برجسته چند دهه اخیر، تصویری زیبا و تأثیرگذار از زندگی فئودالی در دوران اشغال ایران توسط نیروهای انگلیسی ترسیم میکند. بهرهگیری از واژهها و اصطلاحات عامیانه شیرازی در متن، به داستان رنگوبویی محلی و دلنشین بخشیده و بر گیرایی آن افزوده است. از ویژگیهای برجسته این رمان پی دی اف، ساختار ساده و نثر روان آن است که مخاطب را بیواسطه با خود همراه میسازد.
خلاصه کتاب:
دلآرای ایلیاتی، رها از زنجیر اسارت، خود را به آغوش مردی رساند که هم خان بود و هم سیب ممنوعهای در باغ تقدیرش؛ پناهگاهی شیرین، اما آمیخته با گناه.
خلاصه کتاب:
ساتیار، یه نابغه کلهخراب با IQ در حد ابرکامپیوتر، تو معادلات عجیبوغریب خودش به یه کشف مهم رسیده: پانیذ، همون دختر دستوپاچلفتیای که همیشه همهچی رو زمین میریزه، مخرج مشترکش با اون میشه «بینهایت». با همین استدلال ریاضیاتی، نتیجه میگیره که پانیذ حق مسلمشه! اولین حرکت انتحاریش؟ یه حرکت غفلگیر کننده وسط دانشگاه، تا نامزد رسمی پانیذ بفهمه که تو معادله جاش دیگه صفره! بعدشم یه دزدیدنِ هنری...
خلاصه کتاب:
او مهماندار هواپیماست... و دختر مردی که همهچیزش را از دست داد. طنین، بعد از خودکشی پدرش، میفهمد که مقصر اصلی ورشکستگی خانوادهاش کسی نیست جز شریک حیلهگرش، معینیفر. مردی که نهتنها سرمایه پدرش را بالا کشیده، بلکه کتابهای عتیقه و باارزش خانوادگیشان را هم تصاحب کرده. اما این پایان قصه نیست. طنین تصمیم میگیرد انتقام بگیرد، حتی اگر بهقیمت ورود به خانهی دشمن به عنوان خدمتکار باشد... جایی که باید با سه پسر معینیفر سر و کله بزند، مخصوصاً پسر کوچکی که فقط به یک چیز علاقه دارد: آزار دادن او.
خلاصه کتاب:
آدم کوچولوها هم دل دارن... دلهایی پر از آرزوی زندگی کردن، لذت بردن، رشد کردن. اونا نمیخوان یهشبه بزرگ شن، میخوان مسیر بزرگ شدن رو تجربه کنن، اشتباه کنن، یاد بگیرن، زمین بخورن و بلند شن. اما وقتی همهچیز رو دوش کوچیک اونهاست، وقتی هیچکس نیست دستشون رو بگیره، ناچار میشن زود بزرگ بشن... بار زندگی رو بیصدا به دوش بکشن، مسئول باشن، دل قوی کنن برای بزرگترها. و اینجاست که آدم کوچولوها میفهمن طعم واقعی تلخ بزرگ شدن رو. خرد میشن، اما نمیافتن. درد میکشن، ولی ادامه میدن... برای اینکه بتونن بگن: "من هستم، تا شما بتونید زندگی کنید." و اینگونه بزرگ میشن... بیآنکه طعم واقعی کودکی رو چشیده باشن. با حسرتِ پناه، با آرزوی آغوشی امن... ولی با پایان خوب.
خلاصه کتاب:
دیگه اون دخترِ پونزدهسالۀ ابرو باریک نیستم... نه اون بیست سالهٔ عاشقِ دردسرساز... حالا بیست و پنج سالمه، من عوض شدم... تو هم فرق کردی... همۀ چیزا متفاوتن! —راستش بعیده... ولی هربار سنت ضریبی از پنج بوده یه قصه ساختی... خندیدم... با تمام وجود... راست میگفت... همیشه همینطور بود ...
خلاصه کتاب:
فراموشی، آغازی بود بر داستانی تازه. حادثهای تلخ، حافظهاش را ربود تا سرنوشت، مسیر زندگیاش را از نو ترسیم کند. گویی باید ذهنش تهی میشد تا جای خالی آن با تجربهای پرشور، پر از شادی و عطر دلنشین محبت پر شود. «ذهن خالی» قصهای است پرکشش که هم هیجانانگیز است و هم دلگرمکننده. خواندنش، حالتان را دگرگون میکند.
خلاصه کتاب:
در سایهی کلبهای خاموش، باغی متروک نفس میکشد. بیصدا، بیمهمان. سارینا با هر طلوع، بیشتر مجذوب افسانههای ناگفتههای آن مکان میشود. روزی، بیآنکه بداند چرا، از حصارهای خارآلود میکند... و سرنوشت، آنسوی حصار، چشم به راه اوست.
خلاصه کتاب:
خزان، عکاسی جوان در آستانهی سیویکسالگیست؛ زنی که پشت لبخند آرامش، گذشتهای پرتلاطم پنهان کرده. در نوجوانی، میان انتخابهای دشوار، ماندن را برگزید؛ در کنار پدری که با زخمهای نادیدنی جنگ دست و پنجه نرم میکرد. مرگ دردناک پدر، جدایی از پسرعمویی که روزگاری عشقش بود، و تلاش نافرجام برای پایان دادن به زندگی، زخمهایی بودند که بر جانش نشستند. حالا، پس از سالها، او در تهران، مستقل و مقتدر، به همراه خواهرخواندهاش حنا و دوست همیشگیاش دنیا، شرکتی تبلیغاتی راهاندازی کرده است. اما با ورود ناگهانی پندار طلوعی – وکیل جوانی که روزگاری نقش پررنگی در زندگیاش داشته – به واحد روبهروی شرکت، قلبش دوباره به بازی گرفته میشود؛ با عشقی که هرگز تمام نشده، حتی اگر خودش آن را انکار کند.
خلاصه کتاب:
نگار همراه مادر و خواهرش زندگی میکند. اما روزی میرسد که تصمیم میگیرد دیگر فقط تماشاگر زندگی نباشد. با ورودش به یک شرکت، مسیری تازه آغاز میشود؛ مسیری برای یافتن خودش، شناختن تواناییهایش و شکستن زنجیر سنتهایی که او را محدود کردهاند. این داستان، روایت رشد، جسارت و بیداری زن جوانیست که میخواهد نقش واقعیاش را در زندگی بازی کند.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.