خلاصه کتاب:
رویا در روزهای سختی که جنجال در خانوادهاش افتاده و چند تکه شدهاند، وارد یک رابطه میشود. رابطهای که به سادگی شروع میشود اما میان تحیر او معلق میماند تا چندین سال بعد.. درست زمانی که آماده است تا آدمی تازه را به زندگیاش راه بدهد، گذشته با تمام قوا سمتش برمیگردد. رقص در رویا روایتی از سرگردانی بچهها میان جنجال بزرگترهاست و نتیجهی خودخواهیها، برای رفتن به پلهای بالاتر... نتیجهی زنده کردن آرزوهایی چال شده، آن هم توسط دیگران... با گذری از اتفاقات و حوادثی که همه دیدیم و درکشان کردیم و هیچوقت درد و آثارشان از تن جامعه بیرون نخواهد رفت ...
خلاصه کتاب:
ماه آذر برگ ریزون من یا شاید بهتره بگم صاعقهی که روی زندگیم جرقه دادی و تموم بدبختیهای زندگیم رو سوزوندی من تو رو با اون ماه آبان کوچولوم خوشبخت میکنم تو فقط به من تکیه کن و تنهام نذار آذرخش زیبای من... الیان مردی سخت خشن اما عاشق دل در گرو آذر دختر رنج دیده و سختی کشیده ای دارد اما آذر معتقد هست که همیشه برای اطرافیانش بدشانسی میاره برای همین قصد در دوری از الیان داره که ...
خلاصه کتاب:
خسته از تعصبات خانوادگی و به دنبال عشق واقعی... دختری که برای رسیدن به مرد مورد علاقش هر کاری میکنه و حتی با وجود افکار قدیمی خانوادش بازم از عشقش دست نمیکشه... مردی که سالها برای بی حسی قلبش تلاش کرده و در اخر اسیر عشق دخترک میشه...
خلاصه کتاب:
تمام اتفاقات از یک قسم شروع شد! از قسمی که زیر بیرق سیاه امام حسین در ماه محرم خورده شد! اتفاقاتی که در یک محلهی برو بیا و برای دختر آخر و تهتغاریه آ سِد حسین افتاد... فتانه دختری که سه سال تمام به پای پسری به اسم شاهد ماند تا بلکه پسره شر و دزد محله سر به راه شده و جواب خواستگاریاش مثبت شود اما ...
خلاصه کتاب:
دختری به نام جلوه که تک نوه خاندان سرشناسی است، بوسیله قاچاقچی ها ربوده میشود تا پدر بزرگش را وادار به همکاری کنند، جلو توسط یک نجیب زاده، ملقب به (بیک) که کسی نام واقعی او را نمیداند نجات می یابد، جلو یک گردنبند گرانبها و میراثی دارد که بیک با دیدن آن ...
خلاصه کتاب:
تافته ادیب دانشجوی پزشکیست که به تهمت نامزدش از خانواده طرد شده و مجبور به جدایی میشود. اتفاقاتی باعث می شوند هم خانهی دکتر سهند نریمان میشود، سهند دشمن قسمخوردهی خاندان ادیب است و تافته بیخبر از همه جا. همهچیز خوب است تا اینکه نامزد سابق تافته این همخانگی را کشف کرده و ...
خلاصه کتاب:
وقتی پا به کلاب ماکسیم گذاشتم نمیدونستم کارش چیه. نمیدونستم چه شخصیتی داره. فقط میخواستم بابت لطفی که سال ها پیش بهم کرده بود ازش تشکر کنم. اون هم نمیدونست من کی هستم. من رو با کسی که منتظرش بود اشتباه گرفت. با اولین نگاه میخکوب کنندهاش، من تنها قولی که سالها به خودم داده بودم رو فراموش کردم. تسلیم او شدم اما مردی که فکر میکردم ناجی منه، مردی که برای من تداعی کننده نور بود خود ظلمت و تعریف مطلق شر بود. گناهکاری که تا اعماق جهنم سقوط کرده بود و امیدی به برگشتش نبود...
خلاصه کتاب:
امیرعباس سلطانی، تولیدکننده جوانیست که کارگاه شمع سازی کوچکی را اداره میکند، پسری که از گذشته، نقطه های تاریک و دردناکی را با خود حمل میکند و قسمت هایی از وجودش، درگیر سیاهی غمی بزرگ است. در مقابل او، پروانه حقی، استاد دانشگاه، دختری محکم، جسور و معتقد وجود دارد که بین او و امیرعباس، رازی بزرگ پنهان است. رازی که به گذشته، به یک زخم... و در نهایت به یک دلدادگی منجر شده. رازی که حالا بعد از هشت ...
خلاصه کتاب:
غزال دختر یه تاجر معروف به اسم همایون رادمنشه که به خاطر مشکل پدرش و درگیری اون با پدر نامزدش، مجبور میشه مدتی همخونهی خسروملکنیا بشه. مرد جذاب و مرموزی که مادرش بهخاطر اتفاقات گذشته قراره دمار از روزگار غزال دربیاره و این بین خسرو خان ...
خلاصه کتاب:
ساینا فتاح، بعد از مرگ مشکوک پدرش و پیدا نشدن مجرم توسط پلیس، به بهانه خارج درس خوندن از خونه بیرون میزنه و تبدیل میشه به یکی از موادفروشهای لات تهران! دختری که شبهاش رو تو خونه تیمی صبح میکنه تا بالاخره رد قاتل رو میزنه... سورن سلطانی! مرد جوان و بانفوذی که ساینا قصد داره عاشقش کنه و بعد... بکشدش...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.