خلاصه کتاب:
"در یک شب زمستانی زندگی این دو در هم تنیده می شود". زن لباس هایش خیلی تنگ، پاشنه هایش خیلی بلند است. با صدای خیلی بلند می خندد، بدون رعایت آداب غذا می خورد و بیشتر گفته های کتاب ها را در هم می آمیزد. کمتر کسی میداند این فقط یک پنهان کاری ماهرانه برای مخفی کردن حمله های عصبیش است... به هر حال، تا زمانی که او همراهش است، هیچکس نمیتواند پوسته ظاهری جیانا را بشکند. اغلب مردم مرد را نمونه ای از اخلاق میبینند؛ یک مامور ویژه که حامی قانون است. اما در دنیای زیرزمینی نیویورک، او را به عنوان کلاهبرداری قاتل میشناسند. کسی با طبیعتی آنچنان سرد که انگار قلبی از یخ دارد ...
خلاصه کتاب:
النا بخاطر اشتباهی مجبور شد از ازدواج از پیش تعیین شده اش چشم پوشی کند و خواهر کوچکترش با نیکو بدنام ترین رییس مافیا ازدواج کند اما از اولین دیدار کشش زیادی بین النا و نیکو به وجود می آید ...
خلاصه کتاب:
دخترى كه تاوان خيانت خواهرش را پس مىدهد و از خانواده اش طرد مىشود و به خيابان پناه مىآورد كه در اين حين اتفاقاتى رخ مىدهد و برالين... داستانى بر اساس واقعيت...
خلاصه کتاب:
قصه ای از دل تفاوت ها که به تجانسها ختم میشد دختری سرکش و جولانگر خط میزند معادلات مردی از جنس امنتیت را و سرمشق میشود برای شب هایی که چراغ های روشن شهر او را فریاد میزنند و او چه مقهور میشود در این عشقی که اگرچه از سراب تفاوت ها ریشه میگیرد اما به قصه همسان شدنها و تجانسها ختم میشود. آری داستانِ تلاقی دوخط موازی را شنیدهای؟ دو خطی که در تجانس ها سر خم میکنند برای یکی شدنها؟ اینجا رسم و الخط یکی شدن هاست میان تجانس اندیشهها ...
خلاصه کتاب:
پریناز دختری زیبا، در مسیر تنهایی و بیکسی، مجبور به کارهای بد میشود. روزگار پریناز را بر سر راه تاجری معروف و اصیل زاده از تبار قاجار میگذارد، فرهاد جهان بخش. مردی با ظاهری مقبول و تمایلاتی عجیب که...
خلاصه کتاب:
یاسر رحمانی، پسر ناخلف معتمد محله حاج ایمان رحمانی، استاد بوکس، معروف به پنجه طلایی! مرد سی و دو سالهی قد بلند و خوش هیکلی که بخاطر مشکلاتش همسرش طلاق گرفته و خانوادهاش روی دیدن او را ندارند، یک شب زن بیوهای را از چنگال یک روانی که قصد آزار و اذیت او را داشت نجات میدهد و برای محافظت از زن و پسرهایش، او را به عقد خود در میآورد ...
خلاصه کتاب:
سایه، به صورت اتفاقی شاهد قتل یک دختر جوون میشه. میخواد خودش رو بیتفاوت نشون بده و از خطر دور بمونه اما طاقت نمیاره و به ادارهی پلیس میره تا دیدههاشو گزارش بده. غافل از اینکه چیز مهمی رو پیش قاتل جا گذاشته؛ نشونهای که مثل یه آدرس دقیق، قاتل رو بهش میرسونه ...
خلاصه کتاب:
ﻣﯿﻌﺎد دانشجویی ﮐﻪ ﭼﻨﺪ وقتی است از دختری در دانشکده ﺑﻪ نام ژینا ﺧﻮﺷﺶ ﻣﯿﺎﯾﺪ و چون آن دختر در پرورشگاه بزرگ شده میترﺳﺪ او را خانواده ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻨﺪ. میعاد از خانواده ﻣﺬﻫﺒﯽ و ثروتمندی است. او ﺑﺎ دختر عموی خود نامزد است. آن ها قرار است ﺑﻪ ایران ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ و میعاد ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ همین زودی ﺑﺎ پردیس ﻋﻘﺪ ﮐﻨﻨﺪ. وقتی میعاد ﺑﻪ پدر خود میگوید ﮐﻪ خواهان ازدواج ﺑﺎ پردیس ﻧﯿﺴﺖ و میخواهد ﺑﺎ ژینا ازدواج ﮐﻨﺪ ...
خلاصه کتاب:
دختری که بخاطر اجبار و زور برادرش، راه زندگیش به طور کل عوض میشه و از ناهمواری های زیادی گذر میکنه، و در آخر به کسی که عاشقش میشه میرسه… سارا دادمهر دختری نوزده ساله است... دختری که با اراده و صبر در مقابل یه زندگی سخت که اول تقدیر و بعد به خواستهی برادرش سر راهش قرار گرفت ایستاد و مردانه جنگید و ثابت کرد که هیچ زنی از جنس مخالفش که همیشه از اول تا ابد تو گُوششان خواندند: (مردها شیرند، مثل شمشیرند) کمتر نیستند… چه بسا بهتر و قوی تر و برنده تر از شمشیر هم عمل میکنند و میتوانند دنیا را تکان بدهند…
خلاصه کتاب:
نویسنده سعی دارد اهمیت جستجو و یافتن معنا در زندگی را روشن کند. برای اینکار با تجربیات شخصی خودش از اردوگاه های کار اجباری نازیها شروع میکند. روایت هولناکی از رنج های طاقت فرسای زندگی در بند را بیان میکند نشان میدهد که چگونه افرادی که میتوانستند معنایی برای ادامه زندگی و حتی معنایی برای رنج کشیدن شان بیابند، هم سختیها را راحتتر تحمل میکردند و هم شانس زنده ماندنشان بیشتر از بقیه بود. او عمیقا اعتقاد دارد که انسان حتی انسانِ در بند که امکان انتخابهای زیادی ندارد و فرصت زندگی فعال و خلاقانه از او گرفته شده است خودش مسیر زندگی و رشد معنوی خود را انتخاب میکند ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.