خلاصه کتاب:
من نوا هستم! دختر ۱۹ ساله روستایی که به شهر میام. برای اینکه بتونم خرجمو در بیارم، خدمتکار مردی میشم که هیچکس از هویت واقعیش خبر نداره و همه اون رو با لقب آنیل میشناسن. هنوز یک هفته هم از استخدامم نگذشته که متوجه تمایلات عجیب این مرد میشم. و ماجرا وقتی بدتر میشه که تو مهمونی جلوی کلی مرد، من رو به عنوان برده معرفی میکنه و ازم میخواد مجلسش رو گرم کنم ...
خلاصه کتاب:
پريماه دختری تنها كه غمها و كمبودهای زيادی در زندگيش دارد. او سعی میكند اين كمبودها را برطرف كند. او که هميشه نیز راه درست را نمیرود و چوب ندانم كاريهایش را میخورد، تصميم میگيرد خودش را وارد زندگی پسری بكند تا ازین طریق بتواند زندگی راحتی داشتهباشد؛ ولی اتفاقات با خواستهاش همراهی نمیکند.
خلاصه کتاب:
لادن دختر یه خانواده سنتی و خوشنام محل زندگیشه که به واسطه رشته پرستاری و کمکهاش به اطرافیان، نظرمثبت تمام اقوام و همسایهها رو جلب کرده و آینده روشنی پیش رو داره؛ ولی زندگی همیشه آروم نمیمونه اشتباهات دیگران ورق رو برمیگردونه. اشتباهاتی که پای بدنام ترین آدم محل رو به زندگی لادن باز میکنه. مردی با گذشته و حال و روز مبهم که برای رسیدن به آرامش خودش، آرامش هرکسی که سر راهش قرار میگیره، به هم میزنه و …
خلاصه کتاب:
درباره یک عشق ممنوعه است که شخصیت های داستان رو دچار چالش بدی می کنه... عشقی که می تونه خطرناک باشه. آوات جوانی ۲۸ساله است که عاشق روژان خواهر زاده اش شده... این که عاقبت این دوتا چی میشه باهم می ریم جلو تا بفهمیم ... داستان بر اساس واقعیت نوشته شده و پایانی خوش داره.
خلاصه کتاب:
افرا دختری که سرنوشتش با دزدی که یک شب میاد خونشون گره میخوره… و تقدیر باعث میشه عاشق مردی بشه که پناه و حامی شده براش... عاشق آهیر جذاب و مرموز!
خلاصه کتاب:
-زود باشید! زود باشید! همینجوری بیکار اینجا واینستید ببینم؛ تا ساعت چهار بعد از ظهر این حیاط و باغ پشتی باید آماده شده باشه. یالا بدویید!صدای جیغ جیغ ها و دستور دادنای خاتون از یه طرف، نوری که از سه تا لایه پرده رد میشد و صاف میخورد توی چشمم هم از یه طرف. پوفی کردم و با حرص پتو رو کنار زدم. یه چشمم و باز کردم و اطرافم و یه دور سریع از نظر گذروندم و در همون حال دنبال گوشیم میگشتم..
خلاصه کتاب:
چند ماهی بود حسابدار یکی از شرکت های وابسته به هولدینگ ساختمانی جاوید شده بودم که متوجه اختلاس مدیر اجرایی شرکت شدم... به زحمت شماره مهندس جاوید که به فرعون بزرگ معروف بود رو به دست آوردم و باهاش تماس گرفتم و از اختلاسی که تو شرکت درو پنجره سازی هولدینگ می شد خبر دادم ولی نمیدونستم خودم رو تو چه هچل بزرگی خواهم انداخت.
خلاصه کتاب:
در این داستان پسر پانزده سالهای به طور اتفاقی به دست نوشتهای از پدرش دست مییابد. در حالی که پدرش ۱۱ سال پیش به دلیل ابتلا به بیماری صعب العلاجی از دنیا رفته و در آستانه مرگ، نامهٔ دور و درازی برای پسرش از خود به جا گذاشته است. به گفته مادرش، بیشترین غم و اندوه پدر در آستانه مرگ این بوده است که پیش از آن که بتواند پسرش را بشناسد باید بمیرد ...
خلاصه کتاب:
داستان درباره دختری به اسم نفس که زیادی بلند پرواز به چیزی که داره قانع نیست عاشق میشه ولی عشقش رو قربانی چیزای بد میکنه قربانی گرمای نگاه دیگری قربانی عشقی که یه تب تند و زود گذر پشت پا میزنه به تمام زندگیش... نفس دختری که همیشه میخواد بیش تر از چیزی که هست باشه ...
رمان پی دی اف طرز نگاه عاشقانه ات از زهرا عبدی #دلربا با لینک مستقیم
دانلود رمان پی دی اف طرز نگاه عاشقانه ات از زهرا عبدی #دلربا کامل رایگان
ژانر رمان پی دی اف : عاشقانه، غمگین
تعداد صفحات : ۳۲
خلاصه رمان پی دی اف : نهایت این عشق و این طرز نگاه تویی و آن دو چشمان زیبایت، در بین این تلاطم سفر نگاهت ماندم. بیا و فریبایی کن... یا فریبم ده. ولی این شیفته گری را دگر نکن. این نگاه تو سال هاست که با من است..که سال هاست که دوست من شده. پس نگذار که رهایم کند. بجو و ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.