خلاصه کتاب:
یاسمین دختری که یه زندگی پر از سختی و درد داشته... و حالا پدر و برادرش اونو فروختن و قراره ببرنش تا بشه صیغه حاج اکبر معتمد..! ولی پای عقد میفهمه قراره زن پسر حاج اکبر یعنی محراب بشه... محرابی که خودش دلش گیر بوده و حالا هم باید به حرف پدرش یاسی رو بگیره و ...
خلاصه کتاب:
مستانه غرقه تو نوجوانیش... مثل تمام دخترهای کرهی خاکی مرد برای اون یعنی پدر قهرمان پی دی افش و چه بهتر که مردی رو انتخاب کنه که شباهت زیادی به پدرش داره و میتونه مثل پدرش قهرمان پی دی اف باشه و در عین حال مرد زندگیش ...
خلاصه کتاب:
داستان در مورد دختری است که خودش را شبیه پسرها تغییر قیافه میدهد و از خانه فرار میکند و برای جنگ به جبهه می رود… اما از بخت بد اسیر نیروهای عراقی میشود و گیر فرمان پی دی افدهای میفتد که ...
خلاصه کتاب:
داستان درباره ی دختری به اسم مینا هستش که جدیدا با پسری به اسم عادل از یک خانواده ی ثروتمندی آشنا شده، عادل قصد داره که با مینا ازدواج کنه ولی مینا عادل رو فقط واسه دوستی میخواد و قصد ازدواج با اونو نداره ، تا اینکه مینا پسر عموی عادل رو میبینه و عاشق اون میشه اما …
خلاصه کتاب:
من از کجا باید میدونستم که وقتی تو خونهی شوهرم واسه اولین بار لباس از تنم بیرون میارم، وقتی سعی داشتم حرف بزرگترها رو گوش کنم؛ یه نفر… یه مرد غریبه تمام مدت داشت منو از دوربین های تعبیه شده تو خونه، دید میزد؟! از کجا باید میدونستم که اون مرد، دشمنِ قسم خورده شوهرم بود و با دیدنِ من… آشفته شد تا شوهرم رو زمین بزنه. اینبار ضربه محکمتر بود. قویتر… و من زمانی فهمیدم باختم که متوجه شدم شوهرم به اون مرد مثل چشماش اعتماد داره. اعتماد داشت به قاتل زندگیش تا… (مارتینگل یه استراتژی تو قماره که برد و باخت ۵۰/۵۰ داره….)
خلاصه کتاب:
درباره دو داداش دوقلو هست به نام های یغما و یزدان. یزدان چون تیزهوش بود میفرستنش خارج پیش خالش که درس بخونه وقتی که با والدینش میره خارج که مستقر بشه یغما یه مدتی خونه عموش میمونه که مادر و پدرش برگردن. توی اون مدتت یغما متهم به چشم داشتن زن عموش میشه و کلی اتفاقات میوفته ...
خلاصه کتاب:
توی یکی از همین برجای بلند و سر به فلک کشیده شهر پر از دود و آلودگی شهر تهران مردی زندگی میکنه که سال هاست تاری از تنهایی به دور خودش تنیده و تموم زندگیش توی کارش خلاصه شده… این مرد تنها، یه مرد بی معاشرته که به اجبار پدرش پا تو محله ای میذاره که براش یه دنیای ناشناختهست با آدم های جور واجور و رنگارنگ که هیچ کدومشون شبیه به اون نیستن… تو این محله و دنیای ناشناخته دختری رو میبینه که کاملا نقطه مقابلشه اما با وجود تموم تفاوتها و تناقضها مرد بی معاشرت قصه دل میبازه و پا به یک مثلت بزرگی به نام عشق میذاره که زندگیش رو دگرگون میکنه …
خلاصه کتاب:
بعد از مرگ پدر و مادر طلوع، عمویش به ناحق، خانه و تمام اموال پدری را به برادر طلوع که داماد عمو شده، میدهد. طلوع در تنگنا قرار میگیرد بطوریکه پیشنهاد صیغهی رادمهر مردی ۴۰ ساله را قبول میکند تا هفتهای یکبار همدیگر را در هتل ببینند. رادمهر عضو شورا و کاندیدای نمایندگی شهر است و زن و یک پسر ۱۷ ساله و یک دختر ۱۲ ساله دارد. وقتی طلوع میفهمد عذاب وجدان میگیرد و از رادمهر درخواست فسخ صیغه را میکند ولی با اتفاقی مسیر زندگیش تغییر میکند.
خلاصه کتاب:
دختری از جنس درد، پسری از جنس کینه... زندگی شان جوری بهم گره خورد که حتی تقدیر هم حریفشان نشد... داستانی پراز فرازو نشیب ،عشق ،کینه ،عذاب و خشم..
خلاصه کتاب:
درباره یه دختر هست که اسمش آمینِ که مادرش از پدرش طلاق گرفته... پدر اون یکی خواهر رو خیلی دوست داشته ولی اینو زیاد نه، از اینطرف یکی از دوستای پدر خواهر دختر رو میخواسته، پدر هم قبول نمیکرده تا اینکه میخواسته بدزده که اشتباهی آمینو میدزده بعد پدر هم میگه باید صیغش کنی بعد تا اون یکی دخترم از خارج برگرده، بعد صیغه میکنه و یسری اتفاقات میفته تو اون مدت و...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بوستان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.